نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٢ - بازگويى اختلافات در عدل
اعتقاد اماميه اين است كه خداوند طاعتها را خواسته، پسنديده و از آنها خرسند بوده است. او فرمانبردارى بندگان را برگزيده و از تسليم خلق ناخرسند و خشمگين نبوده است. گناهان را زشت دانسته و از دوستى، اراده و رضايت خود آنها را دور داشته است.
رأى اشاعره اين است كه خداوند از كافر طلب دشنام و عصيان نموده و ستايش خود را بر زبان او، خوش نمىدارد، و برخى از آنها گفتهاند خداوند تباهى و فساد را دوست دارد و به وجود كفر راضى است[١].
اماميه بر آنند كه پيامبر از طاعتها و گناهان آن را برگزيده و دشمن داشته كه خداوند؛ ولى اشاعره مىپندارند كه پيامبر در بسيارى از اين موارد بر خلاف خواست خدا گزينش كرده است[٢].
اماميه معتقدند طاعاتى كه خدا اراده كرده همان بوده كه پيامبران او را اراده كردهاند و آنچه را كه خدا ناپسند داشته جز آنچه رسولانش زشت دانستهاند نبوده است.
اشاعره مىانگارند كه خواست و ناخواست خداوند و شياطين يكسان است و او در بسيارى از طاعات و گناهان بر خلاف جهت پيامبران سلوك كرده است[٣].
اماميه امر و نهى خداوند را وابسته به امورى دانستهاند كه خداوند خوش يا ناخوش داشته است اما اشعريان توهم مىكنند كه خداوند به چيزى كه نمىخواهد فرمان داده و از آنچه مىخواهد باز داشته است[٤].
[١]. فضل در موضع مناسب اين مطلب را تقرير نموده و در صدد توجيه آن بر آمده، بنگريد به: الملل و النحل، ج ١، ص ٩٦ شرح العقائد، ص ١١٣، ابن قيم جوزى نيز آن را در شرح منازل السائرين بيان كرده است.
[٢]. التفسير الكبير، ج ١٧، ص ٢١٨، سخن راستين و حقيقى در بحث نبوت خواهد آمد.
[٣]. اگر خداوند را فاعل همه كردارهاى انسان بدانيم پس بايد زشتيهايى كه مطلوب شياطين است، مورد اراده او قرار گرفته باشند و آنچه مطلوب شياطين باشد به نزد پيامبران مكروه است، پس خداوند مكروه انبياء را اراده كرده و مطلوب آنها( طاعت) در شياطين و گناهكاران را اراده نكرده است.
[٤]. التفسير الكبير، ج ١، ص ١٤٢، الفصل ابن حزم، ج ١، ص ١٤٢، شرح العقائد و حاشيه كستلى بر آن ص ١٠٩- ١١٣.