نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٨١ - فصل چهارم روزه و مسائل آن
٤- اماميه كفاره را ساقطكننده قضا نمىدانند. شافعى آن را ساقطكننده مىپندارند،[١] در حالى كه خداوند قضا را با عذر شرعى و مباح واجب ساخته پس چگونه با عذر فاسد و غير معتبر، ساقط مىشود؟
٥- اماميه كسى را كه با فراموشى خورده يا آشاميده، بر هم زننده روزه نمىدانند. مالك مىگويد او افطار كرده و قضا بر وى واجب است[٢] ولى پيامبر فرمود: «از امت من خطا، فراموشى و آنچه به اجبار انجام دادهاند، عفو شده است.»[٣] در روايت ديگر از پيامبر: «هر كه روزه بگيرد سپس با فراموشى بخورد يا بياشامد، بايد روزه خود را تمام كند و بر او قضا نيست كه خداوند طعامش داده و سيرابش ساخته است»[٤].
٦- به رأى اماميه اگر روزهدار آميزش كند، براى هر روزى كه چنين كرده بايد كفاره دهد، خواه روز گذشته كفاره داده باشد يا خير.
ابو حنيفه مىگويد: «اگر او تمام ماه را آميزش كرده باشد يك كفاره كافى است.»[٥] سخن ابو حنيفه با عقل و نقل ناسازگار است. عقل از آن جهت كه روز گذشته و آينده در وجوب روزه برابرند و آميزش در هر دو روز حرام است و جهت حرمت در هر دو مورد يكسان است، پس در ايجاب كفاره چه تفاوتى ميان دو روز است؟ كفاره روز سابق چه ربطى به امروز دارد؟ بلكه شايسته است كه روز دوم مجازات بيشترى داشته باشد زيرا شخص با انجام دوباره گناه حرمت روزه را شكسته است. آيا فتواى
[١]. الام، ج ٢، ص ١٠٠ و بداية المجتهد، ج ١، ص ٢١١، ابن قدامه حنبلى نيز اين مطلب را در كتاب خود مغنى ذكر كرده است.
[٢]. الموطأ، ج ١، ص ٢٨٣ و الهدايه، ص ١٨٧.
[٣]. آيات الاحكام، ج ١، ص ١٧ و بداية المجتهد، ج ١، ص ٢١٢.
[٤]. التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٨٧.
[٥]. بداية المجتهد، ج ١، ص ٢١٤ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٨١.