نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٧٧ - فصل سوم زكات و مسائل آن
پيامبر فرموده است: «در هر چهل درهم سكه نقره، يك درهم را به عنوان صدقه قرار دهيد.»[١] ١١- بر اسبان زكات نيست و ابو حنيفه زكات را واجب مىداند[٢] ولى پيامبر فرمود: «اسبان و بردگان را براى من از زكات معاف كردند.»[٣] ١٢- زر و سيمى كه هر يك از حد نصاب كمتر باشند، جمعا محاسبه نمىشوند.
ابو حنيفه و مالك مخالفند[٤] و به واقع با سخن پيامبر مخالفند كه فرمود: «در كمتر از ٥ اوقيه از سكه نقره و كمتر از بيست مثقال طلا، صدقه نيست.»[٥] ١٣- در همه نصابها رعايت سال ضرورى است.
ابو حنيفه مىپندارد كه وجود مال در يكى از دو طرف سال كافى است[٦]، يعنى اگر شخصى چهل گوسفند علفخوار داشت و همه آنها جز يك رأس از ميان رفتند و در تمام سال همان يك گوسفند باقى ماند اما در لحظه آخر سال مالك چهل گوسفند شد، بايد زكات همه گوسفندان را بپردازد.
رسول خدا فرموده است: «تا سال بر مال نگذشته در آن زكاتى نيست»[٧] و در فرض فوق، بخشى از سال گذشته است نه تمام آن.
١٤- در زيورها- حلال يا حرام- زكات نيست، ابو حنيفه و شافعى در هر دو گونه به زكات قائلند[٨] در حالى كه پيامبر فرموده است. «در زيورها زكات نيست»[٩]
[١]. همان.
[٢]. الهدايه، ج ١، ص ٧١.
[٣]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٣٥.
[٤]. همان.
[٥]. الهدايه، ج ١، ص ٧٣ و منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٤٩٥.
[٦]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٩٣ و التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ١٦.
[٧]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٤٦ و منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٤٩٨.
[٨]. احكام القرآن جصاص، ج ٣، ص ١٠٧ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦٠٢.
[٩]. الموطأ، ج ١، ص ٢٤٥، احكام القرآن، ج ٣، ص ١٠٧ و مختصر المزنى، ج ١، ص ٤٩.