نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٥١ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
رأى او با گفتار پيامبر همگون نيست: «سخن آدميان در نماز سزاوار نيست»[١] ٢٥- بول و غايط و باد، مبطل نماز است. ابو حنيفه، مالك و شافعى بر آنند كه شخص محدث (پس از تجديد وضو) به نماز خود ادامه دهد[٢].
آنان با خرد خصومت ورزيدهاند زيرا ميان دو ضد كه حدث و نماز است گرد آوردهاند.
اگر حدثى از نمازگزار سرزند و براى وضوى دوباره بيرون رود و اين بار عمدا حدثى ديگر كند، به فتواى شافعى (پس از تجديد وضو) به نماز خود ادامه مىدهد[٣].
اين فتوى عجيبتر از اولى است.
٢٦- اماميه برآنند كه اگر كسى بتواند بايستد ولى قادر به ركوع نباشد، ناتوانى او از ركوع، مجوز نايستادن نيست و بايد بايستد. ابو حنيفه مىگويد: او مخير است كه ايستاده يا نشسته نماز بخواند[٤].
سخن ابو حنيفه مخالف كلام خداست: «براى خدا به قنوت برخيزيد.»[٥] نيز ابو حنيفه اجماعى را كه به موجب آن، ايستادن براى توانا واجب است، ناديده گرفته و معلوم نيست چگونه به سبب ناتوانى در امر ديگرى، قيام و ايستادن را واجب ندانسته است.
٢٧- اماميه سجده شكر را مستحب مىدانند. مالك آن را مكروه مىداند و ابو حنيفه بر اين است كه سجده شكر مشروع نيست[٦]. هر دو تن با عقل و نقل عناد ورزيدهاند،
[١]. مصابيح السنه، ج ١، ص ٤٩، التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٥٩، به گفته نويسنده، مسلم، احمد و ابو داود نيز روايت را آوردهاند.
[٢]. الهدايه، ج ١، ص ٣٩ و كتاب الام، ج ١، ص ١٨٣.
[٣]. همان.
[٤]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٩٩.
[٥]. بقره: ٢٣٨.
[٦]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٧٠.