نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣١٤ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
پيوسته نماز را دو ركعتى بجا مىآورد[١].
چگونه تغيير و تبديل شريعت بر عثمان روا بود؟ در تفسير ثعلبى در باره گفتار خداوند «همانا اين دو تن جادوگرانى هستند.»[٢] آورده است كه عثمان گفت: «در كتاب خدا خطايى است و عرب به زودى آن را اصلاح خواهد كرد.» به او گفتند: چرا خود آن را اصلاح نمىكنى؟ پاسخ داد: «مهم نيست، حرامى را حلال و حلالى را حرام نمىكند.» در صحيح مسلم آمده است كه مردى عثمان را ستود مقداد كه مردى درشت اندام بود به زانو درآمد و سنگريزه بر چهره او افكند. عثمان گفت: چه مىكنى؟ پاسخ داد: «پيامبر فرمود: چون ستايشگران را ديديد خاك بر چهرهشان بريزيد.»[٣] با آنكه مقداد مردى عظيم الشان، بلند مرتبه و داراى انديشه و راى نيكو بود. پيامبر در باره او فرمود: «پارهاى از من است.»[٤] اين واقعه نشانگر فرومايگى عثمان نزد اصحاب پيامبر بود كه او را سزاوار ستايش نمىدانستند و گر نه اصحاب يك ديگر را بدون اشكال و اعتراض مىستودند.
١٣. عثمان به پيامبر جسارت كرد. حميدى در تفسير سخن خداوند: «شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد و نه آنكه زنهايش را پس از وى هرگز به زنى گيريد.»[٥] روايت كرده كه سدى گفت: هنگامى كه ابو سلمه و خنيس بن حذافه از جهان رفتند و پيامبر همسران ايشان ام سلمه و حفصه را به زنى گرفت، طلحه و عثمان گفتند: «آيا محمّد
[١]. صحيح مسلم، ج ١، ص ٢٦٥، باب صلاة المسافر و قصرها.
[٢]. طه: ٦٣.
[٣]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ٣٥٥، كتاب الزهد باب النهى عن المدح اذا كان فيه افراط.
[٤]. او فضايل ديگرى نيز دارد، بنگريد به طبقات ابن سعد، ج ٣، ص ١٦١، طبع بيروت و الاصابه، ج ٣، ص ٤٥٤.
[٥]. احزاب: ٥٣.