نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣١٢ - ج عيبها و خطاهايى كه جمهور از عثمان نقل كردهاند
و چون مردم جنازه را ديدند آن را سنگباران كردند و به زشتترين سخنان از عثمان ياد نمودند و اجازه دفن ندادند. تنها پس از آنكه امير المؤمنين آنها را به سبب دفن نكردن عثمان سرزنش كرد او را به خاك سپردند[١].
١٢. عثمان شريعت را مسخره مىكرد و به مخالفت با آن جسارت مىنمود. در صحيح مسلم است كه مردى با همسر خود گرد آمد و زن پس از شش ماه كودكى زاد. اين واقعه با عثمان بگفتند و او دستور رجم زن را داد. على ٧ به او فرمود: خداوند مىگويد: «مدت حمل تا از شير باز گرفتنش سى ماه است.»[٢] و «پس از دو سال از شيرش باز گرفت.»[٣] عثمان گفت: بخدا سوگند جز اينكه آن زن را سنگسار كنم تصميمى ندارم و آن زن را سنگسار كرد[٤].
اين سخن عثمان چه بود؟ چگونه زن مسلمانى را بىگناه به قتل آورد؟ در حالى
[١]. طبرى در تاريخ خود از طريق ابو بشير عابدى نقل كرده است: جسد عثمان بىآنكه دفن شود سه روز رها شده بود، سپس حكيم بن حزام قريشى، شخصى از بنى اسد بن عبد العزى و جبير بن مطعم به ترتيب با على ٧ در اين باب سخن گفتند و از او خواستند به خاندان عثمان اجازه دفن دهد و على چنين كرد. چون مردم اين خبر را شنيدند، با سنگ بر راه نشستند. گروه اندكى از خاندان عثمان پيكر او را تشييع كردند و آهنگ ديوارى در مدينه را داشتند كه آن را« حش كوكب» مىناميدند و گورستان يهودان بود. چون تابوت عثمان به ديده خلق عيان شد او را سنگسار كردند و خواستند بر زمينش افكنند. اين خبر به على رسيد و فرستاده به سوى مردم گسيل داشت تا به همراهان عثمان اجازه دفن دهند و آنان چنين كردند. بدين گونه عثمان- كه خدا از او خوشنود باد- در« حش كوكب» بخاك سپرده شد.
چون معاويه به قدرت رسيد فرمان داد آن ديوار را ويران كنند تا گورستان يهوديان به بقيع بپيوندد و نيز امر كرد كه مسلمين مردگان خود را پيرامون گور عثمان دفن كنند تا قبر عثمان نيز به آرامگاه مسلمانان پيوسته شود.
در تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٦٥ و الاستيعاب حاشيه الاصابه، ج ٣، ص ٨٠، به روايت از مالك آمده است كه عثمان را پس از مرگ تا سه روز در زبالهدان افكندند، سپس او را در« حش كوكب» دفن كردند.
[٢]. احقاف: ١٥.
[٣]. لقمان: ١٤.
[٤]. الدر المنثور، ج ٦، ص ٤٠ و احكام القرآن جصاص، ج ٣، ص ٣٨٩.