نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٦٨ - ٣ ولايت
فرزندان يك ديگرند، جملگى زاهدترين و دانشمندترين مردم عهد خود بودند. اينان، پيشوايان دوازدهگانه ما هستند كه نه كسى در عبادت خدا بر آنان پيشى گرفت و نه به آنها خواهد پيوست. زهد و فضل آنان در ميان موافق و مخالف پر آوازه است و همگان به علم ايشان اعتراف كردهاند و نتوانستهاند، بدان گونه كه در ديگران عيبى وجود داشته در ايشان خللى و نقصانى بيابند[١].
خردمند به روشن بينى بنگرد: آيا مىتوان ميان اين زاهدان، معصوم و دانشمند و كسانى كه از محارم پروا ندارند و طاعات را بجاى نمىآورند، قياس و نسبتى برقرار ساخت؟
٣. ولايت
: در مسند احمد بن حنبل آمده است كه پيامبر در حالى كه دست حسن و حسين را گرفته بود فرمود: «هر كه مرا و اين دو پسر را و مادر و پدر ايشان را دوست بدارد در قيامت هم رتبه من در بهشت خواهد بود»[٢] از حذيفه نقل شده است كه پيامبر فرمود: «هر كه دوست بدارد به شاخى از ياقوت دست يازد، ياقوتى كه خداوند با گفتن كلمه كن آن را موجود ساخته است، على بن ابى طالب را پس از من امير خود قرار دهد.»[٣]
[١]. فضل مىگويد: فضايل حضرت فاطمه، پدر و آل محمد، قابل انكار نيست. آنكه سخاوت دريا و گستره بيابان و درخشش خورشيد را انكار كند جز سخره شدن چه بهرهاى دارد؟ چه كسى مىتواند گروهى را كه گنجوران نبوتند منكر شود؟ درود و سلام خدا بر ايشان باد.
[٢]. مسند احمد، ج ١، ص ٧٧، التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٣٤٦، ذخاير العقبى، ص ١٩ و ١٢٣، صحيح الترمذى، ج ٢، ص ٣٠١، كفايه الطالب، ص ٨٠، الصواعق المحرقه، ص ٨٢.
[٣]. مناقب ابن مغازلى، ص ٢١٥، ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٣٢٥، گزيده كنز العمال، ج ٥، ص ٣٢، حليه الاولياء، ج ١، ص ٨٦.