نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٦١ - عصمت پيامبران
______________________________
پيروى
كنند. پس آيه با هر فرضى نشان مىدهد كه پيامبر گناهكار نيست.
هر كه به تأمل در آيه بنگرد در مىيابد كه دور ماندن ستمگران از امامت به عنوان قضيه حقيقيه عنوان شده و منحصر به زمان معينى نيست. به ديگر سخن معناى آيه آن است كه هر كس در لحظهاى از زندگى خود ستم و گناه كرده باشد شايسته امامت نيست. سيد سابق در «العقائد الاسلاميه» ص ١٨٣، مىگويد: فرستادگان خدا را حسى است كه به آن از ديگر آدميان ممتاز مىگردند و به آن پيوسته خويش را در محضر الهى مىيابند و نشانههاى جلال و جمال او را در هر چيز مىبينند. آنها آثار حكمت و رحمت حق را در مىيابند ...
و جانهايشان از بزرگداشت خدا لبريز مىگردد و جايى براى شيطان و شهوت و آرزوى باطل نمىماند، پيامبران جز خدا آهنگى نمىكنند.
عفيف عبد الفتاح طباره در كتاب خود «با پيامبران در قرآن كريم» ص ١٩، مىنويسد: «خداوند پاك تربيت رسولان را بر عهده گرفت و آنها را از گناهان باز داشت. زندگانى ايشان از آن خويش نيست بلكه الگوهايى هستند كه ديگران به آنان راه مىيابند و به راهشان سلوك مىكنند. ياد و روش آنها پس از مرگشان، چراغهايىاند كه تاريكى زندگى را براى انسانيت روشن مىكنند و شاهراههاى رستگارى را آشكار مىنمايند.
آنان راهنمايانى هستند كه خداوند ما را به پيروىشان فرمان داده است.» و اما در باب آيه «و ما بيش از تو رسول يا نبيى نفرستاديم.» بايد در باره معنى رسول، نبى و مرسل پژوهش كرد. رسول صفت مشبهه لازم است و آن كسى است كه به پايمردى فرشتهاى دانشها را از خدا دريافت مىكند. او فرشته را مىبيند و رويارو با او سخن مىگويد و فرشته سخن خدا را بر رسول مىخواند يا بر سينهاش مىافكند. اين عمل رسالت و انسان دارنده آن، رسول ناميده مىشود. به هر حال سبب رسول ناميدن كسى، ستاندن رسالت خدا به واسطه رسولان آسمانى است و كسانى كه رسالت خداى خود را بجاى مىآورند، رسول يعنى صاحب رسالت ناميده مىشوند.
اگر فراگيرى علم از خدا به طريق مذكور نباشد، نبوت ناميده مىشود خواه آن روش الهام صريح و حضور باشد مانند وحيى كه در شب معراج بر پيامبر و بر موسى در كوه سينا شد يا شنيدن صدا در خواب يا بيدارى يا وارد قلبى (نبى صفت مشبهه لازم است ماند شريف) خداوند مىفرمايد: «انسانى را نرسد كه با حق سخن گويد مگر به وحى يا پس از حجاب يا به فرستادن رسولى كه به اذن حق آنچه خواهد وحى كند. (شورى، ٥١) فخر رازى نيز در تفسير خود (ج ٢٧، ص ١٧٦) به آنچه ما به عنوان شاهد سخن خود گرفتيم اشاره كرده است:
گواه اين امر آن است كه واژههاى نبى و رسول دو صفت مشبههاند كه از فعل لازم گرفته شدهاند و مرسل از باب افعال متعدى است نه لازم، پس رسول به معناى مرسل و رسل به معناى مرسلين الى الناس نيست شاهد.