نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٦٣ - عصمت پيامبران
پيامبر به داشتن اميد شفاعت از بتان بود. پناه بر خداوند از اين نسبت كه موجب شرك خداست. در محضر رسول اللَّه چه كسى عذرخواه ايشان خواهد بود در حالى كه پيامبر بسيارى از نزديكان و خويشاوندان خود را به سبب عبادت بتها به قتل رساند و در راه خدا از سرزنش ملامتگرى نهراسيد[١]. آيا به كسى كه در مقام ارشاد جهان است چنين گفتار شرك آلودى نسبت مىدهند؟ آيا اين آشكارترين گمراهى نيست؟ چگونه چنين امرى با سخن خداوند سازگار است: «تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد.»[٢] آيا حجتى استوارتر از اين هست كه بگويند: تو پيامبرى فرستادى كه به شرك و كفر و پرستش بتان فرمان مىداد؟ ترديدى نيست كه معتقدان به اين رأى، مشمول كلام خدا هستند: «خدا را آنچنان كه در خور اوست نشناختهاند.»[٣] از پيامبر روايت كردهاند كه نماز ظهر را دو ركعتى بجاى آورد. ذو اليد به او گفت: اى پيامبر آيا نماز را قصر كردى يا فراموش نمودى؟ پيامبر فرمود: آيا ذو اليد راست مىگويد؟ مردم پاسخ مثبت دادند. پس رسول خدا دو ركعت ديگر بجاى آورد و سلام داد[٤].
[١]. اين سخن برگرفته از كلام اللَّه است:« در راه خدا جهاد مىكنند و از ملامت هيچ ملامتگرى نمىهراسند.» مائده، ٥٤.
[٢]. نساء: ١٦٥.
[٣]. انعام: ٩١.
[٤]. نزديك به اين روايت: حديث ديگرى است كه ترمذى در الجامع الصحيح، ج ١، ص ٢٤٧ شماره ٣٩٧. و مسلم در الصحيح، ج ١، ص ٢١٦، باب السهو في الصلاة و السجود له و بخارى در الصحيح ج ٢ ص ٨٢ باب من لم يتشهد في سجدتى السهو و ابو داود در سنن خود ج ١ ص ٣٦٦ و ابن رشد در بدايه المجتهد ج ١ ص ١٥٣، آوردهاند. جملگى اين حديث را از ابو هريره روايت كردهاند.