نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٣٦ - پاسخ به شبهات اشعريان
اجماع امت اسلام بر وجوب رضايت به قضاى الهى است. اگر كفر به قضاى خدا باشد، بايد به آن رضايت داشت و رضايت به كفر به اجماع حرام است. پس درمىيابيم كه كفر فعل خداوند نيست.
پاسخ به شبهات اشعريان
اشاعره براى اثبات مدعاى خود دو دليل آوردهاند و آن دو را بهترين استدلالهاى خويش دانستهاند اما لازمه آن استدلالها، خروج از دين است. ما آن دلايل را بيان مىكنيم و آشكار خواهيم كرد كه مفاد آنها خروج از شريعت مصطفوى است.
١. اگر بنده به قدرت و اختيار، فاعل چيزى باشد يا توان ترك آن را دارد، يا چنين قدرتى ندارد. در فرض دوم جبر پديد مىآيد زيرا فاعلى كه قادر به ترك عمل نباشد مجبور است. همان گونه كه آتش قادر به ترك سوزندگى نيست. در فرض اول، فعل در حالت ايجاد، داراى مرجح هست يا نيست؟ اگر نباشد ترجيح بلا مرجح لازم است زيرا ممكن در نفس الامر، نسبت به دو طرف برابر است و قادر نيز (در حالت تساوى است) و اگر قادرى كه ايجادكننده فعل است بدون مرجح، جانب انجام و ايجاد را برگزيند ترجيح بلا مرجح[١] صورت مىگيرد.
اما اگر ترجيحى در ميان باشد و به حد وجوب نرسد حصول مرجوح با تحقق رجحان، ممكن است و اين امر محال خواهد بود. دليل محال بودن آن اين است كه واقع شدن يك طرف در حالت تساوى، ممتنع بود پس چگونه در حال مرجوحيت، ممكن باشد؟ دليل ديگر اينكه تحقق مرجوح با قيد رجحان، ممكن است و زمانى را براى وقوع آن در نظر مىگيريم، زمان ديگرى را نيز براى وقوع راجح، اعتبار مىكنيم ترجيح يكى از
[١]. ترجيح بلا مرجح آن است كه فاعل از ميان دو ممكنى كه از هر حيث با يك ديگر برابر هستند، يكى را ايجاد كند و اين امر به ضرورت عقلى محال است؛ امّا برخى از متكلمان من جمله خود اشاعره آن را جايز مىدانند.( م).