احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٦٥ - گفت احمد
فَامَّا النَّارُ فَلَا تَمْتَلىُ فَيَضَعُ قَدَمَهُ عَلَيْهَا فَتَقُولُ قَطْ قَطْ فَهُنَالكَ تَمْتَلىُ وَ يَزْوى بَعْضُهَا الَى بَعْضٍ[١].
مسلم، ج ٨، ص ١٥١ عَنْ انَسٍ لَا تَزَالُ جَهَنَّمُ تَقُولُ هَلْ منْ مَزيدٍ فَيَدْلَى فيهَا رَبُّ الْعَالَمينَ قَدَمَهُ فَيَنْزَوى بَعْضُهَا الَى بَعْضٍ فَتَقُولُ قَطْ بعزَّتكَ[٢]. ردّ الدارمى على بشر المريسى، طبع مصر، ص ٦٩ [١] [ص ١٥ احاديث مثنوى]
[گفت احمد ٦ اين جهاد اكبر است]
١٠٦-
|
«قَدْ رَجَعْنَا منْ جهَاد الْاصْغريم |
با نبى اندر جهاد اكبريم |
|
رجوع كنيد به شماره (١٠٤) در همين كتاب.
[ص ١٥ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] در كتاب: الطرائف ج ٢ ص ٣٤٩ في باب «عقائد المجسمة و ردّها» از كتاب: الجمع بين الصحيحين للحميدي اين احاديث جعلى را (كه دلالت جسم داشتن خداوند سبحان دارد) مىآورد و رد مىكند.
[١] - اما آتش جهنّم( به رغم جا دادن آن همه دوزخى در خود) باز سير نمىشود تا اين كه پاى قدرت خداوند بر سر او فرود مىآيد( و محدودش مىكند) آن گاه مىگويد بس است. ديگر ظرفيتم كامل شد. آرى جهنم اين گونه سير و پر مىشود.
[٢] - از انَس چنين نقل شده است: جهنّم( به رغم در خود جاى دادن آن همه دوزخى) باز درخواست پذيرش بيشتر مىكند، تا اين كه خداوند پاى قدرت خويش را بر آن گذاشته و متراكم و يكپارچهاش مىسازد. آن گاه جهنم مىگويد خدايا به عزّتت سوگند كه ديگر ظرفيتم كامل شد.