احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٤٥ - پير و هوسهاى جوان
[خلقت آدم]
٩٤٢-
|
خلقت آدم چرا چِل صبح بود |
اندر آن گِل اندك اندك مىفزود |
|
اشاره است به حديث:
خَمَّرَ طِينَةَ آدَمَ بِيَدِهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً[١].
عوارف المعارف، حاشيه احياء العلوم، ج ٢، ص ١٦٨
خَمَّرْتُ طِينَةَ آدَمَ بِيَدَىَّ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً[٢].
مرصاد العباد، طبع طهران، ص ٣٨ [ص ١٩٧ احاديث مثنوى]
[پير و هوسهاى جوان]
٩٤٣-
|
بود كَمپيرى نَوَد ساله كلان |
پر تشنّج روى و رنگش زعفران |
|
ظاهراً اين قصه مأخوذ از اشعار ذيل است كه در كتاب ربيع الابرار، باب النساء و نكاحهنّ نسبت داده شده است به رحّال بن مجدوح حميرى. و در كتاب عيون الاخبار به يكى از اعراب منسوب است. و ما هر دو روايت را در اينجا مىآوريم. اينك روايت ابن قتيبه:
|
عَجُوزٌ تُرَجَّى انْ تَكُونَ فَتِيَةً |
وَ قَدْ غَارَتِ الْعَيْنانِ وَ احْدَوْدَبَ الظَّهْرُ |
|
|
تَدُسُّ الَى الْعَطَّارِ سَلْعَةَ اهْلِهَا |
وَ لَنْ يُصْلِحَ الْعَطَّارُ مَا افْسَدَ الدَّهْرُ[٣] |
|
عيون الاخبار، ج ٤، ص ٤٤ و روايت زمخشرى اين است:
|
فَمَا غَرَّنِى الَّا خَضَابٌ بِكَفِّهَا |
وَ كُحْلٌ بِعَيْنَيْهَا وَ اثْوَابُهَا الصُّفْرُ |
|
|
اتَوْنِى بِهَا قَبْلَ الْمَحَاقَ بِلَيْلَةٍ |
فَكَانَ مَحَاقاً كُلُّهُ ذَلِكَ الشَّهْرُ |
|
|
الَا لَيْتَهُمْ زَفُّوا الَىَّ مَكَانَهَا |
شَدِيدَ الْقُصَيْرَى ذَا عِرَامٍ مِنَ النَّمْرِ |
|
|
اذا شَدَّ لَمْ يَنْكُلْ وَ انْ هَمَّ لَمْ يَهَبْ |
جَرئُ الْوِقَاعِ لَا يَنَهْنَهُ بِالزَّجْرِ[٤] |
|
و چون اين قطعه مشتمل بر عيب اقواست زمخشرى در پايان اين قطعه مىگويد هُوَ
[١] -( خداوند) گل آدم را به مدت چهل صبح به دست( قدرت) خويش سرشت.
[٢] - گل آدم را به مدت چهل صبح به دست( قدرت) خويش سرشتم.
[٣] - عجوزهاى است با چشمهايى به گودى نشسته و پشتى خميده. در عين حال آرزو دارد دوباره جوان شود! از دارو ساز به اصرار دارويى مىطلبد كه جوانش كند ولى دارو ساز هرگز نمىتواند كسى را كه روزگار پيرش كرده است جوان سازد.
[٤] - دستهاى حنا گرفته و چشمهاى سرمه كشيده و لباسهاى رنگينش( به رغم زشت بودنش) مرا فريفت. اگر او را قبل از رسيدن شب حاضر كنيد( آن قدر سياه و زشت است كه) در طول ماه ديگر از روشنايى و نور خبرى نخواهد بود! كاش به جاى او برايم پلنگى كوچك و سركش انتخاب مىكرديد. تا هراس و گريزى از خود نشان ندهد و در مواقعه، قوى باشد و با يك راندن از جا درنرود!