احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥١٦ - آن كه رست از نار از كوثر شكفت
را هزار بار خوشتر آيد تا مخفى باشد. اگرش سلطان گويد برنجد كه برو مرا در من يزيد انداختى. گوهر را بگرفت. گفت خوب هست. گفت خوب است بر آن هيچ زيادت نكرد.
لطيف هست. لطيف است و اللّه بر آن هيچ زيادت نكرد. گفت بشكن. او خود پيشين خواب ديده بود. و دو سنگ با خود آورده و در آستين كرده بزد گوهر را خشخاش كرد.
غريو و آه برآمد از همه. گفت چه آه است چه غريو است؟ گفت چنين گوهر قيمتى را بشكستى؟ گفت امر پادشاه با قيمتتر است يا اين گوهر. سرها فرو كشيدند. اين بار صد هزار آه از دل بر مىآرند كه چه كرديم. شاه سرهنگان جلاد را فرمود كه از كنار بگيريد. تا كنار اين احمقان را پاك كنيد. اياز گفت اى شاه حليم، الْعَفُو اوْلىَ. مقالات شمس، نسخه ولى الدّين، ورق ٢٣- ٢٢ [ص ١٩٣ قصص مثنوى]
[عفوهاى عالم ذرّهاى]
٨٨٦-
|
«عفوهاى جمله عالم ذرّهاى |
عكس عفوت اى ز تو هر بهرهاى |
|
مناسب است با خبر ذيل.
إنَّ للَّه مائَةَ رَحْمَةٍ أَنْزَلَ منْهَا رَحْمَةً وَاحدَةً بَيْنَ الْجنِّ وَ الإنْس وَ الطَّيْر وَ الْبَهَائم وَ الْهَوَامِّ فَبهَا يَتَعَاطَفُونَ وَ بهَا يَتَرَاحَمُونَ وَ اخَّرَ تسْعاً وَ تسْعينَ رَحْمَةً يَرْحَمُ بهَا عبَادَهُ يَوْمَ الْقيَامَة[١].
المنهج القوى، ج ٥، ص ٥٨٦ [ص ١٨٣ احاديث مثنوى]
[آن كه رست از نار از كوثر شكفت]
٨٨٧-
|
«هر كه را سوزيد دوزخ در قَوَد |
من برويانم دگر بار از جسد |
|
|
كار كوثر چيست كه هر سوخته |
گردد از وى نابت و اندوخته |
|
مطابق مضمون خبرى است كه در ذيل شماره (٣٢٠) آوردهايم.
[ص ١٨٣ احاديث مثنوى]
[١] - خداوند از صد قسمت رحمتش فقط يك قسمت را در دنيا به جن و انس، پرندگان، حيوانات و حشرات عطا كرده است، تا بين خود با محبت و مهربانى زندگى كنند و نود و نه قسمت ديگر را در آخرت به بندگان خويش اختصاص خواهد داد.