احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٩٠ - هست از گبران بتر، اهل قدر
يَدَيه مَا شئتَ كَانَ وَ مَا لَم تَشَألَم يَكُن[١].
مستدرك حاكم، ج ١، ص ٥١٦، مسند احمد، ج ٥، ص ١٩١ و بدين صورت:
مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَم يَشَأ لَم يَكُن
- نيز در عناوين مثنوى و شرح تعرف، ج ١، ص ٣، آمده است.
[ص ١٧٤ احاديث مثنوى]
[آنچه را حق خواست آن خواهد شدن]
٨٤٥-
|
«حاش لله ايش شاءَ اللهُ كان |
حاكم آمد در مكان و لا مكان |
|
به ذيل شماره (٨٤٤) رجوع كنيد.
[ص ١٧٤ احاديث مثنوى]
[هم ملك هم ديو مشتاق تواند!]
٨٤٦-
|
«پس فرشته و ديو گشته عرضهدار |
بهر تحريك عروق اختيار |
|
|
مىشود ز الهامها و وَسوسه |
اختيار خير و شرَّت دَه كَسه |
|
اشاره است به حديثى كه در ذيل شماره (٤٩٤) ذكر شد و نيز رجوع كنيد به:
احياء العلوم، ج ٣، ص ٢١.
[ص ١٧٤ احاديث مثنوى]
[هست از گبران بَتَر، اهل قَدَر]
٨٤٧-
|
«پس تَسَفسُط آمد اين دعوىِّ جبر |
لا جرم بدتر بود زين رو ز گبر |
|
[١] - زيد بن ثابت نقل كرده است كه رسول خدا٦ دعايى را به او تعليم فرمود و متعهدش كرد كه آن دعا را هر روز به اتفاق خانوادهاش بخواند. آن گاه فرمود هر صبح كه مىشود اين چنين دعا كن: خدايا، تو را اجابت مىكنم و از تو سعادت مىطلبم. آنچه خير است در برابر توست، از توست، و به سوى توست. خدايا، آنچه گفتم يا نذر كردم يا سوگند خوردم همه به مشيت تو تعلق دارد. آنچه بخواهى همان مىشود و جز معيشت تو چيزى تحقق نمىيابد.