احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٧٠ - افضل اعمال جذبه حق بود
اخْضَرَ فَاذَا مَضَى ثُلْثُ اللَّيْل الاوَّل ضَرَبَ بجَنَاحَيْه وَزَقَا وَ قَالَ ليَقُم الْقَائمُونَ فَاذَا مَضَى نَصْفُ اللَّيْل ضَرَبَ بجَنَاحَيْه وَزَقَا وَ قَالَ ليُقم الْمُتَهَجِّدُونَ فَاذَا مَضَى ثُلُثَا اللَّيْلَ ضَرَبَ بجَنَاحَيْه وَزَقَا وَ قَالَ ليُقم الْمُصَلُّونَ فَاذَا طَلَعَ الْفَجْرُ ضَرَبَ بجَنَاحَيْه وَزَقَا وَ قَالَ ليُقم الْغَافلُونَ وَ عَلَيْهمْ اوْزَارُهُمْ[١].
احياء العلوم، ج ١، ص ٢٤٤ و ابو الفتوح رازى در بيان معراج پيغمبر اين مطلب را چنين نقل مىكند:
من در آسمان دنيا مىرفتم. خروسى را ديدم موى گردن او سبز و سر و تن او سفيد.
كه از آن نيكوتر سبزى و سفيدى نديده بودم. پايهاى او در زير هفتم زمين بود و سر او در زير عرش بود. گردن دو تا كرده دو بال داشت كه اگر برافراشتى به مشرق و مغرب برسيدى. چون شب به آخر رسيد او پرها باز كند و به هم باز زند و خدا را تسبيح كند و گويد: سُبْحَانَ الله الْمَلك الْقدُّوس الْكَبير الْمُتَعَال لَا الَه الَّا اللهُ الْحَىُّ الْقَيُّومُ[٢] چون خروسان زمين آواز او بشنوند جمله به آواز آيند و خداى را تسبيح كنند و بال بر هم زنند. چون او ساكن شود خروسان زمين ساكن شوند. تفسير ابو الفتوح، ج ٣، ص ٣١٥- نيز رجوع كنيد به: فتوحات مكية، ج ٤، ص ٦٥٦ [ص ١٧٤ قصص مثنوى]
[افضل اعمال جذبه حق بود]
٨٠٧-
|
«گر رسيد جذبه خدا آب مَعين |
چاه ناكنده بجوشد از زمين |
|
[١] - شنيدهام در زير عرش فرشتهاى به صورت خروس و با چنگالهايى از مرواريد و زبرجد سبز وجود دارد. ثلث اول شب كه مىشود بالها را به هم مىزند و آواز مىخواند تا اهل نماز شب برخيزند. ثلث دوم شب دوباره بالها را به هم مىزند و مىخواند تا شب زنده داران برخيزند. ثلث آخر شب نيز بالها را به هم مىزند و مىخواند تا نماز گزاران برخيزند. همين كه صبح دميده مىشود بالها را به هم مىزند و مىخواند تا غافلان برخيزند، در حالى كه غفلت( از خدا) بار گناهشان را سنگين كرده است.
[٢] - منزه است خدايى كه فرمانروا، پاك، بزرگ و بلند مرتبه است. جز او كه زنده و جاويد است خدايى نيست.