احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٦٠ - بر غضب رحم خدا پيشى گرفت
وَ الْوَانُهُمْ[١].
قصص الانبيا، ص ٢٢ و تفسير طبرى، ج ١، ص ١٥٦ [ص ١٧٠ قصص مثنوى]
[بر غضب رحم خدا پيشى گرفت]
٧٨٢-
|
«هم ز عزراييل با قهر و عَطَب |
تو بهى چون سبق رحمت بر غضب |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (١٩٣) ذكر شده است.
[ص ١٦١ احاديث مثنوى]
[١] - هنگامى كه خداوند متعال تصميم گرفت آدم( ع) را بيافريند به زمين وحى كرد كه مىخواهم از خاك تو انسانها را خلق كنم. عدهاى از آنان مطيع مىشوند. و عده ديگرى طغيان مىكنند. آنان را كه اطاعتم كنند به بهشت مىبرم. و كسانى را كه معصيتم كنند به جهنّم مىفرستم. آن گاه جبرئيل( ع) را مأمور كرد تا مشتى از خاك زمين را بياورد. وقتى جبرئيل به زمين رسيد و خواست مشتى خاك بردارد، زمين مانع شد. و گفت به خداى عزيزى پناه مىبرم كه تو را مأمور كرد تا از خاك من بردارى. اگر اين كار عملى شود( روز قيامت) من نيز گرفتار آتش خواهم شد.
جبرئيل به سوى پروردگارش باز گشت بدون آن كه خاكى همراه داشته باشد. و گفت خدايا، زمين به تو پناه برد. من هم از آوردن خاك منصرف شدم. خداوند ميكائيل( ع) را مأمور كرد. او هم وقتى با استعاذه زمين رو به رو شد بىنتيجه باز گشت. براى بار سوم، خداوند متعال ملك الموت را فرستاد. و وقتى زمين مانع شد و به خدا پناه برد، ملك الموت گفت من هم به خدا پناه مىبرم از اين كه فرمانش را اطاعت نكنم. آن گاه مشتى خاك برداشت. اين خاك از چهار گوشه زمين تهيه شده بود. هم از خاك اعلايش و هم از شورهزارش و هم از رنگهاى مختلف زمين: سرخ، سياه، سفيد، و هم از دشتها و كوهها. به همين جهت است كه در ميان بنى آدم پاك و ناپاك، نيكو كار و بد كار، زيبا و زشت يافت مىشود، و چهرهها و رنگهايشان يكى نيست.