احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٣٩ - حق جزاى روزه مؤمن شود
[ «هين مكن خود را خَصى رهبان مشو»]
٧٤٧-
|
«هين مكن خود را خَصى رُهبان مشو |
زان كه عفّت هست شهوت را گرو |
|
مبتنى است بر خبر ذيل:
رَدَّ رَسُولُ اللَّه ٦ عَلَى عُثْمانَ بْن مَظْعُونٍ التَّبَتُّلَ وَ لَوْ أَذنَ فيه لَاخْتَصَيْنَا[١].
حلية الاولياء، ج ١، ص ٩٣، نهايه ابن اثير، ج ١، ص ٥٩ به حذف ذيل خبر [ص ١٥٣ احاديث مثنوى]
[حق جزاى روزه مؤمن شود]
٧٤٨-
|
«عاشقان را شادمانى و غم اوست |
دست مزد و اجرت خدمت هم اوست |
|
مناسبست با مضمون اين روايت:
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كُلُّ عَملَ ابْنُ آدَمَ لَهُ إلَّا الصِّيَامَ فَإنَّهُ لى وَ انَّا أَجْزى به[٢].
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٠ و با مختصر اختلاف ص ٥٠، احياء العلوم، ج ١، ص ١٦١، اتحاف السادة المتقين، ج ٤، ص ١٨٨، وافى فيض، ج ٧، ص ٥.
بنا بر آن كه فعل در جمله: وَ انَا اجْزَى به- مجهول خوانده شود.
[ص ١٥٣ احاديث مثنوى]
[١] - رسول خدا٦ عثمان بن مظعون را منع كرد از اين كه در تجرد و بى بىهمسرى زندگى كند. اگر پيامبر( به تجرد و بىهمسرى) اذن مىداد ما( اصحاب آن حضرت) خود را اخته مىكرديم.
[٢] - خداى متعال فرمود آدمى هر عبادتى را انجام دهد به خودش اختصاص دارد به جز روزه كه براى من است و من پاداش آن را مىدهم.( يا، و من پاداش آن هستم.)