احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٨ - تسبيح ملك
[تسبيح ملك]
٦٣-
|
«هست تسبيحت بخار آب و گل |
مرغ جنّت شد ز نفح صدق دل |
|
اشاره است به مضمون اين حديث: [١]
رُوىَ انَّ رَجُلًا جَاءَ الي رَسُوْل اللَّه ٦ فَقَالَ تَوَلَّتْ عَنِّى الدُّنْيا وَ قَلَّتْ ذَاتُ يَدى فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ٦ فَايْنَ انْتَ منْ صَلَاة الْمَلَائكَة وَ تَسْبيْح الخَلَائق وَ بهَا يُرْزَقُوْنَ قَالَ فَقُلْتُ وَ مَاذَا يَا رَسُول اللَّه قَالَ قُلْ سُبْحَانَ اللَّه وَ بحَمْده سُبْحَانَ اللَّه الْعَظيم اسْتَغْفرُ اللَّهَ مائَةَ مَرَّةٍ مَا بَيْنَ طُلُوْع الْفَجْر الي انْ تُصَلِّىَ الصُّبْحَ تَاْتيكَ الدُّنْيَا رَاغمَةً صَاغرَةً وَ يَخْلُقُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ منْ كُلِّ كَلمَةٍ مَلَكاً يُسبِّحُ اللَّهُ تَعَالَي الَي يَوْم القيَامَة لَكَ ثَوَابُهُ)[١].
احياء العلوم، ج ١ ص ١١٢ و اين حديث را به شكل ذيل سيوطى در جزء موضوعات آورده است:
قُلْ يَا ابْنَ عُمَرَ منْ طُلُوع الْفَجْر الَى صَلَاة الصُبّحٍ سُبْحَانَ اللَّه وَ بحَمْده سُبْحَانَ اللَّهُ العَظيمُ وَ تَسْتَغْفرُ اللَّهَ مائةَ مَرَّةً تَاْتيكَ الدُّنْيَا رَاغمَةً دَاخرَةً وَ يَخْلُقُ اللَّهُ منْ كُلِّ كَلمَةٍ مَلَكاً يُسَبِّحُ لَكَ ثَوَابَهُ الَى يَوْم الْقيَامَة[٢].
اللآلى المصنوعة، ج ٢، ص ٣٤١ و حديث ذيل هم در آن كتاب، ج ٢، ص ٣٤٦ به نظر مىرسد كه با گفته مولانا مناسبتر است:
مَنْ قَالَ لَا الهَ الّا اللَّهُ خَلَقَ اللَّهُ منْ كُلِّ كَلمَةٍ منْها طَيْراً منْقَارُهُ منْ ذَهَبٍ وَ ريشُهُ منْ مَرْجَانٍ
[٣].
و در كتاب اللؤلؤ المرصوع آمده:
مَنْ صَلَّى عَلىَّ صَلَاةً تَعْظيماً لحَقِّي خَلَقَ اللَّهُ منْ ذَلكَ الْقَوْل مَلَكاً لَهُ جُنَاحٌ بالْمَشْرَق وَ الآخر بالْمَغْرب وَ رجْلاهُ مُقْرُونَتَانٍ (كَذَا) في الْارْض السَّابَّة السُّفْلَي وَ عُنُقُهُ مُلْتَويَةٌ تَحْتَ الْعَرْش يَقُولُ اللَّهُ لَهُ صَلِّ عَلَي عَبْدي كَمَا صَلَّي عَلَى نَبيِّي فَهُوَ يُصَلِّي عَلَيْه الَى يَوْم الْقيَامَة- لَمْ يُوْجَدْ بَلْ قَالَ الْعرَاقيُّ مَا يُحْكَي منْ انَّ اللَّهَ يَخْلُقُ بسَبَب الْاعْمال الْحَسَنَة مَلَكاً يُسَبِّحُ وَ يَكُونُ تَسْبيْحَهُ للْعَامل- بَاطلٌ مَوْضُوعٌ لَا اصْلَ لَهُ[٤]. اللؤلؤ المرصوع، ص ٧٠ و ٨٣ و ٨٩.
[ص ٨ احاديث مثنوى]
______________________________ [١]
عَن الرِّضَا ٧ قَالَ مَثَلُ الاسْتغْفَار مَثَلُ وَرَقٍ عَلَى شَجَرَةٍ تُحَرَّكُ فَيَتَنَاثَرُ وَ الْمُسْتَغْفرُ منْ ذَنْبٍ وَ يَفْعَلُهُ كَالْمُسْتَهْزئ برَبِّه.
الكافي ج ٢ ص ٥٠٤ باب الاستغفار ح: ٣٥٠٤- امام رضا ٧ مىفرمايد: مثل استقفار مثل برگ درختان است كه با حركت به زمين مىريزد. و كس كه از گناه استغفار مىكند و آن گناه را انجام مىدهد گويا پروردگار خويش را به سخره گرفته است.
[١] - روايت شده مردى( از شدت فقر) خدمت رسول خدا٦ رسيد و عرض كرد دنيا به من پشت كرده و دستم خالى است. پيامبر٦ در جواب فرمود كجا هستى( به هنگام طلوع فجر) در حالى كه فرشتگان، خدا را درود مىفرستند و خلايق تسبيح مىگويند و آنگاه روزيها مقدّر مىشود؟ مرد گفت اى رسول خدا حال چه كنم؟ پيامبر فرمود در فاصله بين طلوع فجر و به پا داشتن نماز صبح، صد بار سبحان اللّه و بحمده، سبحان اللَّهَ العظيم و استغفر اللّه بگو تا دنيا، خوار و سر افكنده به تو روى آورد و خداوند از هر كلمهاى كه گفتهاى فرشتهاى آفريند كه تا روز قيامت او را تسبيح گويد و ثوابش را به تو اختصاص دهد.
[٢] - پيامبر( ٦) فرمود اى ابن عُمَر، از طلوع فجر تا هنگام نماز صبح، صد بار سبحان اللّه و بحمده و سبحان اللّه العظيم بگو و از خدا آمرزش طلب كن تا دنيا سر افكنده و خوار به تو روى آورد و خداوند از هر كلمه تو فرشتهاى آفريند كه تا روز قيامت تسبيحش گويد و ثوابش را به تو اختصاص دهد.
[٣] - كسى كه لا اله الّا الله گويد به ازاى هر كلمه آن خداوند يك پرنده، آنهم با منقارى از طلا و پر و بالى از مرجان، مىآفريند.
[٤] - كسى كه به منظور تجليل و بزرگداشت، بر من( پيامبر) درود فرستد خداوند از درود او فرشتهاى مىآفريند كه يك بالش در مشرق و بال ديگرش در مغرب باشد و هر دو پايش با هم در اعماق زمين فرو رفته و گردنش تا زير عرش خم شده باشد. خداوند به آن فرشته خطاب مىكند كه بر بنده من درود فرست، همان طورى كه آن بنده بر پيامبر من درود فرستاد. و آن فرشته هم تا روز قيامت به ذكر مشغول مىشود.
عراقى گفته است اين قسمت از حديث در جايى ديده نشده و مجعول است. اما آنچه نقل شده اين است كه خداوند به ازاى اعمال حسنه فرشتهاى را مىآفريند تا او را تسبيح گويد و ثوابش را به صاحب آن اعمال حسنه اختصاص دهد.