احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧٩ - قصه جبريل و معراج نبى
مقصود حديثى است كه در ذيل شماره (٣٨٩) ياد كرديم.
[ص ١٢١ احاديث مثنوى]
[دل بود منزلگه پروردگار]
٦٢٢-
|
«وحى دل گيرش كه منزلگاه اوست |
چون خطا باشد چو دل آگاه اوست |
|
مقتبس از مضمون حديثى است كه در ذيل شماره (١٩٢) مذكور است و اگر به جاى منزلگاه در بيت بالا (منظرگاه) خوانده شود چنان كه در بعضى نسخ آمده ناظر خواهد بود به حديثى كه در ذيل شماره (٣١٦) آوردهايم.
[ص ١٢٢ احاديث مثنوى]
[مؤمنان بينند با انوار حق]
٦٢٣-
|
«مؤمنا يَنظُر بنُور اللّه شدى |
از خطا و سهو ايمن آمدى |
|
به ذيل شماره (١٠٣) رجوع كنيد.
[ص ١٢٢ احاديث مثنوى]
[از مكاره مىشود حاصل بهشت]
٦٢٤-
|
«زان كه جنّت از مكاره رُسته است |
رحم قسم عاجزى اشكسته است |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (٣١٩) آمده است.
[ص ١٢٢، احاديث مثنوى]
[قصّه جبريل و معراج نبى ٦]
٦٢٥-
|
«بعد از انت جان احمد لب گزد |
جبرئيل از بيم تو وا پس خزد |
|
|
گويد ار آيم به قدر يك كمان |
من به سوى تو بسوزم در زمان |
|
مستند آن را در [رديف ٧١٨) ذيل اين بيت
|
چون گذشت احمد ز سدره و مرصدش |
و از مقام جبرئيل و از حدش |
|
خواهيم نوشت.
[ص ١٢٢ احاديث مثنوى]