احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧١ - عصر احمد
[لطف حق بينى چو گيرى دست كور]
٦٠٦-
|
«هر كه او چل گام كورى را كَشَد |
گشت آمرزيده و يابد رَشَد |
|
مقتبس است از مضمون اين روايت:
مَن قَادَ أَعمىَ أَربَعينَ خُطوَةً غُفرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ من ذَنبه[١].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٧٦
مَن قَادَ مَكفُوفاً اربَعينَ خُطوَةً غَفَرَ لَهُ من ذَنبه مَا تقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ[٢].
لطائف معنوى، ص ٢٠٢، شرح بحر العلوم، دفتر چهارم، ص ٩٨ [ص ١١٧ احاديث مثنوى]
[عصر احمد ٦ با قيامت شد قرين]
٦٠٧-
|
«هر كه گويد كو قيامت اى صنم |
خويش بنما كه قيامت نك منم |
|
|
در نگر اى سايل محنت زده |
ز اين قيامت صد جهان افزون شده |
|
مبتنى است بر دو روايت كه اينك نقل مىشود:
عَن عَائشَةَ قَالَت كَانَ الاعرَابُ إذَا قَدمُوا عَلَى رَسُول اللَّه (صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَ آله وَ سَلَّمَ) سَأَلُوهُ عَن السَّاعَة مَتَى السَّاعَةُ[٣].
مسلم، ج ٨، ص ٢٠٩
بُعثتُ انَا وَ السَّاعَةَ كَهَاتَين (وَ اشَارَ بالسَّبَّابَة وَ الوُسطىَ)[٤].
مسلم، ج ٣، ص ١١، ج ٨، ص ٢٠٨، مسند احمد، ج ٣، ص ١٢٤، ١٣٠، ١٣١، ١٩٣، جامع صغير، ج ١، ص ١٢٥، كنوز الحقائق، ص ٤٧، حلية الاولياء، ج ٣، ص ١٨٩، بخارى، ج ٣، ص ١٣٧.
بُعثتُ في نَسَم السَّاعَة[٥].
حلية الاولياء، ج ٤، ص ١٨٩، نهايه ابن اثير، ج ٤، ص ١٤١ [ص ١١٧ احاديث مثنوى]
[١] - كسى كه نابينايى را چهل قدم همراهى كند آنچه گناه كرده است آمرزيده مىشود.
[٢] - كسى كه نابينايى را چهل قدم همراهى كند آنچه گناه كرده از اول تا آخر همه آمرزيده مىشود.
[٣] - از قول عايشه نقل شده است كه وقتى اعراب به حضور رسول خدا٦ مىرسيدند پيوسته از قيامت و زمان آن سؤال مىكردند.
[٤] -( پيامبر- ص- فرمود:) من و قيامت، همچون اين دو انگشت، به هم پيوستهايم.( و به انگشتان سبّابه و ميانه خود اشاره كرد.)
[٥] -( پيامبر- ص- فرمود:) من در ابتدا و آستانه قيامت مبعوث شدهام.