احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٦٩ - «اى خنك آن را كه پيش از مرگ مرد»
[اى خدا بنما به ما عيب گناه]
٦٠١-
|
«اى خداى راز دان خوش سخن |
عيب كار بد ز ما پنهان مكن |
|
مستند آن در ذيل شماره (٢٧٢) مذكور است.
و يوسف بن احمد مولوى اين روايت را نقل مىكند:
اللَّهُمَّ ارنَا الحَقَّ حَقّاً وَ ارزُقنَا اتبَاعَهُ وَ أَرنَا البَاطلَ باطلًا وَ ارزُقنَا اجتنَابَهُ[١].
المنهج القوى، ج ٤، ص ١٨٣ [ص ١١٦ احاديث مثنوى]
[صُنع خواهى يا كه صانع، هوشدار]
٦٠٢-
|
«صوفىاى در باغ از بهر گشاد |
صوفيانه روى بر زانو نهاد |
|
مأخذ آن روايت ذيل است كه شيخ عطار در شرح حال رابعه عدويه نقل مىكند:
وقتى در فصل بهار در خانه شد و سر فرو برد. خادمه گفت يا سيّده، بيرون آى تا صنع بينى. گفت تو بارى درآى تا صانع بينى.
شَغَلَتنى مُشَاهَدَةُ الصَّانع مُطَالَعَة المُصنُوع[٢].
تذكرة الاولياء، جلد ١، ص ٦٨ و اين حكايت در مقالات شمس بدين گونه روايت شده است: صوفى اى را گفتند سر بر آر انظُر الَى آثَار رَحمَة اللَّه.[٣] گفت آثار است گلها و لالهها در دل است. مقالات شمس، نسخه كتاب خانه فاتح، ورق ١٠٢ [ص ١٣٩ قصص مثنوى]
[ «اى خنك آن را كه پيش از مرگ مرد»]
٦٠٣-
|
«اى خنك آن را كه پيش از مرگ مُرد |
يعنى او از اصل اين رَز، بوى برد |
|
[١] - خدايا، حق را آن گونه كه هست به ما نشان ده و تبعيت از آن را نصيبمان كن.
باطل را نيز همچنان كه هست به ما نشان ده و در اجتناب از آن توفيقمان ده.
[٢] - ديدارم از آفريدگار مرا بىنياز كرده است از اين كه به آفريدههايش بنگرم.
[٣] - به نشانههاى رحمت خداوندى بنگر.[ قسمتى از آيه ٥٠ سوره روم]