احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٦٤ - بر حريصان نيست فرخنده جهان
عَزَّ وَ جَلَّ وَ خُلقَ اهلُ بَيتي من نُورى[١].
بحار الانوار، ج ٦، باب بدء خلقه و ماجرى له [ص ١١٣ احاديث مثنوى]
[شد هراسان سايل كورى ز سگ]
٥٩١-
|
«آن سگى در كو، گداى كور ديد |
حمله مىآورد و دلقش مىدريد |
|
اين حكايت در دفتر دوم مثنوى [بيت ٢٣٥٤ به بعد] آمده است.
[ص ١٣٧ قصص مثنوى]
[قلب مؤمن هست تسخير اله]
٥٩٢-
|
«مرغ مرده مضطر اندر وَصل و بَين |
خواندهاى القَلبُ بَينَ اصبَعَين |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (٥٥) ذكر شده است.
[ص ١١٤ احاديث مثنوى]
[بر حريصان نيست فرخنده جهان]
٥٩٣-
|
«ليك ز اين شيرين گياى زَهرمند |
ترك كن تا چند روزى مىچرند |
|
اشاره است به حديث ذيل:
إنَّ هذَا المَالَ خُضرٌ حُلوٌ فَمَن أَخَذَهُ بسَخَاوَة نَفسٍ بُوركَ لَهُ فيه وَ مَن أَخَذَهُ باسرَاف نَفسٍ لَم يُبَارَك (لَهُ) فيه وَ كَانَ كَالَّذي يَأكُلُ وَ يَشبَعُ[٢].
شرح بحر العلوم، طبع لكنهو، دفتر چهارم، ص ٧٥ [ص ١١٤ احاديث مثنوى]
[١] -( پيامبر- ص- فرمود:) اولين چيزى را كه خداوند آفريد نور من بود كه از نور خودش نشأت گرفته و از عظمت و جلالش مشتق شده است از حسن بن على( ع) چنين نقل شده كه از رسول خدا٦ شنيدم كه فرمود: من از نور خداى- عز و جل- آفريده شدم و اهل بيتم از نور من آفريده شدهاند.
[٢] - اين مال( دنيا) داراى طراوت و شيرينى است. اگر كسى با وارستگى از آن بهره گيرد خير و بركت مىيابد. و اگر حريصانه به آن روى آرد از آن خيرى نخواهد ديد. و( حيوانوار) فقط خوردن و سير كردن شكم نصيبش مىشود.