احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٣٨ - جنت و اجبار! اين باشد شگفت
مطابق است با مضمون حديثى كه در ذيل شماره (٣٥٦) مذكور افتاد. [١] [ص ١٠٢ احاديث مثنوى]
[از ضعيفاناند جنّت رفتگان]
٥٣٩-
|
«گفت پيغمبر كه هستند از فنون |
اهل جنّت در خصومتها زبون |
|
ظاهراً اشاره باشد بدين حديث: [٢]
أَ لَا اخبرُكُم بِاهلِ الجَنَّةِ كُلُّ ضَعِيفٍ مُتَضَعَّفٍ لَو اقسَمَ عَلى اللَّهِ لَابَرَّهُ[١].
جامع صغير، ج ١، ص ١١٣، نهايه ابن اثير، ج ٢، ص ٢٠ [ص ١٠٣ احاديث مثنوى] و ممكن است كه اين روايت مراد باشد:
اكثَرُ اهل الجَنَّةِ البُلهُ[٢].
احياء العلوم، ج ٤، ص ١٢٦، جامع صغير، ج ١، ص ٥٢، كنوز الحقائق، ص ١٧
دَخَلتُ الجُنَّةَ فَاذَا اكثَرُ اهلِهَا البُلهُ[٣].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٤ [ص ١٠٣ احاديث مثنوى]
[سوء ظن بر خود نشان زيركى است]
٥٤٠-
|
«از كمال حزم و سوء الظَّن خويش |
نى ز نقص و بَد دلى و ضعف كيش |
|
اشاره است به حديث:
الحَزمُ سُوءُ الظَّنِ
- كه در ذيل شماره (٣٩٤) ياد شده است. [٣] [ص ١٠٣ احاديث مثنوى]
[جنّت و اجبار! اين باشد شگفت]
٥٤١-
|
«زان همىخندم كه از زنجير و غل |
مىكشَمتان سوى سَروستان و گل |
|
______________________________ [١] ناظر است به حديث ذيل:
مَثَلي وَ مَثَلُكُم كَمَثَل رَجُلٍ اوقَدَ نَاراً فَجَعَلَ الجَنَادبُ وَ الفَرَاشُ يَقَعنَ فيهَا وَ هُوَ يَذُبُّهُنَّ عَنهَا وَ انَا آخذٌ بحُجَزكُم عَن النّار وَ انتُم تَفَلَّتُونَ من يَدي. (١)
مسلم، ج ٧، ص ٦٣- ٦٤، مسند احمد، ج ١، ص ٤٢٤ و ج ٢، ص ٢٤٤، ٣١٢ به صور مختلف و ربيع الابرار، باب الدين، جامع صغير، ج ٢، ص ١٥٤.
إنَّكُم تَتَهَافَتُونَ عَلَى النَّار تَهَافَتَ الفرَاش وَ أَنَا آخذٌ بحُجَزكُم (٢).
مجموعه ورام ج ١ ص ٢٢٧ احياء العلوم، ج ٤، ص ٧٨ [ص ٦٦ احاديث مثنوى] (١) مَثَل من و شما همچو مردى است كه آتشى برافروخته است آنگاه ملخها و پروانهها خود را در آن آتش پرتاب مىكنند و او در صدد نجات و دفاع از آنان است. من نيز در صدد نجات و پناه دادن شما از آتش جهنم هستم. اما شما از دست من بيرون مىپريد و خود را همچنان در آتش مىافكنيد.
(٢) شما همچون پروانهها خود را به درون آتش مىاندازيد ولى من مىكوشم شما را (از سوخته شدن) نگه دارم.
[٢]
قَالَ النَّبيُّ ٦ و سلم: أَ لَا أُخْبرُكُمْ بأَهْل الْجَنَّة؟ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّه، قَالَ: كُلُّ أَشْعَثٍ أَغْبَرٍ ذي طَمْرَيْن لَا يُؤْبَهُ به لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّه لَأَبَرَّ قَسَمَهُ.
تحصين ابن فهد حلى ص ١٩.
پيامبر اكرم ٦ و سلم فرمود: آيا بهشتيان را به شما خبر دهم كه چه كسانيند؟
گفتند: بلى يا رسول الله، فرمود: هر انسان ندار، ژوليده، غبارآلود و از فقر به دو جامه بسنده كرده كه اگر بر خدا قسم بخورد قسمش برآورده شود.
عَنْ أَبي عَبْد اللَّه عَنْ أَبيه ٨ قَالَ: أَكْثَرُ أَهْل الْجَنَّة الْبُلْهُ. قَالَ: قُلْتُ: هَؤُلَاء الْمُصَابُونَ الَّذينَ لَا يَعْقلُونَ؟ فَقَالَ لي: لَا، الَّذينَ يَتَغَافَلُونَ عَمَّا يَكْرَهُونَ، يَتَبَالَهُونَ عَنْهُ.
السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى ج ٣ ص ٥٦٦ و غوالي اللئالي العزيزية ج ١ ص ٧١. قسمت اول حديث در احياء العلوم، ج ٤، ص ١٢٦، جامع صغير، ج ١، ص ٥٢، كنوز الحقائق، ص ١٧ نيز نقل شده است.
امام صادق ٧ از پدرش امام باقر ٧ نقل مىكند كه فرمود: بيشتر بهشتيان بلاهت پيشه هستند.
گفتم: آيا آسيبديدگان بىخردند؟
به من فرمود: نه، آنان نسبت به آنچه ناپسندشان باشد بىتوجهى كنند و خود را به نفهمى زنند.
قَالَ النَّبيُّ ٦ و سلم: دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَرَأَيْتُ أَكْثَرَ أَهْلهَا الْبُلْهَ قَالَ: قُلْتُ: مَا الْأَبْلَهُ؟ فَقَالَ: الْعَاقلُ في الْخَيْر، الْغَافلُ عَن الشَّرِّ.
بحار الأنوار ج ٩٤ ص ٩٨ باب ٥٩. قسمت اول حديث در جامع صغير، ج ٢، ص ١٤ نيز نقل شده است.
پيامبر اكرم ٦ و سلم فرمود: به بهشت وارد شدم بيشتر بهشتيان را بلاهت پيشه يافتم.
گفتم بلاهت پيشه كيانند؟
فرمود: كسى كه به هر خيرى پايبند است و از شر غافل.
عَنْ جَعْفَر بْن مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائه : أَنَّ النَّبيَّ ٦ و سلم قَالَ: دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَوَجَدْتُ أَكْثَرَ أَهْلهَا الْبُلْهَ، يَعْني بالْبُلْه: الْمُتَغَافلَ عَن الشَّرِّ الْعَاقلَ في الْخَيْر وَ الَّذينَ يَصُومُونَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ منْ كُلِّ شَهْرٍ.
قرب الإسناد ج ١ ص ٣٧. و وسائل الشيعة ج ١٠ ص ٤٢٦ باب ٧.
امام صادق از پدرانش : نقل مىكند كه پيامبر اكرم ٦ و سلم فرمود: به بهشت وارد شدم بيشتر بهشتيان را بلاهت پيشه يافتم.
و مقصود از بلاهت پيشه كسى است كه خود را از شر به غفلت مىزند و به هر خيرى پايبند است و كسانى كه سه روز را در هر ماه روزه بدارند.
[٣] اشاره است بدين خبر:
الحَزمُ سُوءُ الظَّنِّ (١).
جامع صغير، ج ١، ص ١٥٠، كنوز الحقائق، ص ٥٨ كه در مجمع الامثال (ص ١٧٥) منسوب است به أكثم بن صيفى.
[ص ٧٤ احاديث مثنوى] و در نامه امير المؤمنين على ٧ به فرزندش امام حسن ٧ چنين آمده است:
وَ لا يَغْلبَنَّ عَلَيْكَ سُوءُ الظَّنِّ فَإنَّهُ لا يَدَعُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحًا، وَ قَدْ يُقَالُ: منَ الْحَزْم سُوءُ الظَّنِ
هرگز بد گمانى بر تو غلبه نكند كه بين تو و دوستت صلح و صفايى باقى نگذارد و گفته مىشود كه از ابزار تصميم مطمئن و دور انديشى (در آنجا كه دشمن در كمين است) بد گمانى و سوء ظن داشتن است. تحف العقول ص ٧٩.
(١) نشانه دور انديشى (در آنجا كه دشمن در كمين است) بد بينى و سوء ظن- داشتن است.
[١] - هان! شما را بگويم كه بهشتيان چه كسانند؟ افرادى ضعيف و به ظاهر ناتوان.
اما آنچنان( با اخلاص) كه خداوند سوگندشان را تصديق و تأييد مىكند.
[٢] - اكثر اهل بهشت از ضعيف عقلانند.( چون آنها شاكرِ نعمت بودهاند نه شاكرِ مُنعم و همين نشانه ضعف عقلشان است.)
[٣] - وقتى در بهشت وارد شدم اكثر بهشتيان را از كسانى يافتم كه عقلشان ضعيف است