احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٣٢ - خلق چوپاناند بهر هم دگر
طبل نمىگريزد. خربنده گفت اى بىچاره بيست سال است تا اين استر كوس محمودى مىكشيد و بر پشت وى طبل سلطانى كوفتهاند و نمىترسد. از اين طبل تو چگونه خواهد ترسيد؟ او دير است تا با اين خو كرده است. و تو بدين وى را نتوانى ترسانيد. (ورق ١٣٢ پ تا ١٣٣ ر) [ص ٢٦٣ به بعد قصص مثنوى]
[چون يقين آيد عطا افزون شود]
٥٢٠-
|
«گفت پيغمبر كه جادَ فى السَّلَف |
بالعَطيّه مَن تَيَقَّن بالخَلَف |
|
به ذيل شماره (٢٩٠) رجوع كنيد. [١] [ص ٩٩ احاديث مثنوى]
[خلق چوپاناند بهر هم دگر]
٥٢١-
|
«كُلُّكم راعٍ نبى چون راعى است |
خلق مانند رمه او ساعى است |
|
اشاره بدين روايت مىكند:
الَا كُلُّكُم رَاعٍ و كُلُّكُم مَسؤُولٌ عَن رَعيَّته فَالاميرُ الَّذي عَلَى النَّاس رَاعٍ وَ هُوَ مَسؤُولٌ عَن رَعيَّته وَ الرَّجُلُ راع عَلَى اهل بَيته وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنهُم وَ المَرأَةُ رَاعيَةٌ عَلَى بَيت بَعلهَا وَ وَلده وَ هىَ مَسؤُولَةُ عَنهم و العَبدُ رَاعٍ عَلَى مَال سَيِّده وَ مَسؤُولُ عَنهُ ا لَا فَكُلُّكُم رَاعٍ وَ كُلُّكُم مَسؤُولٌ عَن رَعيَّته[١].
مسلم، ج ٦، ص ٨، بخارى، ج ١، ص ١٠٥، ج ٢، ج ٤، ص ١٤٩، مسند احمد، ج ٢، ص ٥، ٥٤، ١١١، ١٢١، جامع صغير، ج ٢، ص ٩٤.
اول حديث در كتاب منية المريد ص ٣٨١ نيز وارد شده است.
[ص ٩٩ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] مقصود روايت ذيل است:
مَنْ أَيْقَنَ بالْخَلَف جَادَ بالْعَطيَّة
(١).
كه در «مجموعه امثال» جزء احاديث نبوى و در نهج البلاغه منسوب به مولاى متقيان على- ٧- ذكر شده است. شرح نهج البلاغه، ج ١٨، ص ٣٣٣ ح ١٣٤. من لا يحضره الفقيه ج ٤ ص ٤١٦.
(١) كسى كه به دريافت پاداش [الهى] و جايگزين مطمئن گردد، رغبتش در جود و بخشش بيشتر مىشود.
[١] - همانا فرد فرد شما نسبت به يكديگر نقش چوپان را داريد و در اين باره از شما سؤال خواهد شد. فرمانروا چنين نقشى براى مردم تحت فرمان خود دارد و مسئول آن است. مرد خانه نيز چنين نقشى دارد و مسئول است. زن هم نسبت به شوهر و فرزندانش اين چنين است. عبد نيز نسبت به دارايى اربابش همين مسئوليت را دارد و خلاصه همه شما نسبت به يكديگر نقش چوپان داريد و در باره آن از شما سؤال خواهد شد.