احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٠٧ - اتقيا باشند پنهان از نظر
|
مير شد محتاج گرمابه، سحر |
بانگ زد سُنقُر هلا بردار سر |
|
مأخذ آن قصه ذيل است در معارف بهاء ولد:
چنان كه آن غلام را خواجهاش مىگفت كه بيرون آى از مسجد. غلام گفت مرا رها نمىكنند تا بيرون آيم. خواجهاش گفت كه رها نمىكند تا بيرون آيى؟ گفت آن كس كه تو را رها نمىكند تا به عبادت به مسجد اندر آيى. و اين حكايت را مولانا در مكتوبات خود و نيز در فيه ما فيه نقل كرده است. مكتوبات مولانا، چاپ تركيه، ص ٩٤، فيه ما فيه انتشارات دانشگاه تهران، ص ١١٣ [ص ١١٦ قصص مثنوى]
[تاجر ترسو منافع كم برد]
٤٧٩-
|
«تاجر ترسنده طبع شيشه جان |
در طلب نه سود دارد نه زيان |
|
مستفاد است از مضمون اين حديث:
التَّاجرُ الجَبَانُ مَحرُومٌ وَ التَّاجرُ الجَسُورُ مَرزُوقٌ[١]. [١]
جامع صغير، ج ١، ص ١٣٣، كنوز الحقائق، ص ٥٣ [ص ٩٠ احاديث مثنوى]
[اتقيا باشند پنهان از نظر]
٤٨٠-
|
«قوم ديگر سخت پنهان مىروند |
شهره خلقان ظاهر كَى شوند |
|
|
اين همه دارند و چشم هيچ كس |
بر نيفتد بر كياشان يك نفس |
|
|
هم كرامتشان هم ايشان در حرم |
نامشان را نشنوند ابدال، هم |
|
اين ابيات در وصف اولياى مستورين و روى پوشيدگان حضرت است و مبتنى است بر خبر ذيل كه در عنوان ابيات هم نقل شده است: [٢]
إنَّ اللَّهَ يُحبُّ الابرَارَ الاتقيَاءَ الَّذينَ ان غَابُوا لَم يُفتَقَدُوا وَ ان حَضَرُوا لَم يُعرَفُوا قُلُوبُهُم مَصابيحُ الهُدَى يَخرُجُونَ من كُلِّ غَبرَاءَ مُظلمَةٍ[٢].
مستدرك حاكم، ج ١، ص ٤،
______________________________ [١]
عَنْ رَسُول اللّه صَلَّى اللّهُ عَلَيْه وَ آله وَ سَلَّمَ: التَّاجرُ الجَبَانُ مَحرُومٌ وَ التَّاجرُ الجَسُورُ مَرزُوقٌ.
مستدرك الوسائل ج ١٣ ص ٢٩٤ و جامع صغير، ج ١، ص ١٣٣، كنوز الحقائق، ص ٥٣ [ص ٩٠ احاديث مثنوى] (١) بازرگان ترسو (از منفعت) محروم مىشود و بازرگان پر دل و جسور بهره مىبرد.
[٢]
قَالَ رَسُولُ اللّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وَ آله وَ سَلَّمَ: أَحَبُّ عبَاد اللّه إلَيَّ الْأَتْقيَاءُ الْأَخْفيَاءُ الَّذينَ إذَا غَابُوا لَمْ يُفْتَقَدُوا وَ إذَا شَهدُوا لَمْ يُعْرَفُوا أُولَئكَ أَئمَّةُ الْهُدَى وَ مَصَابيحُ الْعلْم
رسول خدا ٦ فرمود: محبوبترين بندگان خدا نزد من پرهيزكاران و گمنامان هستند كه اگر غايب شوند كسى به جستجويشان نمىرود و اگر گواهى دهند و يا آشكار شوند كسى آنان را نمىشناسد، اينان پيشوايان هدايت و روشنايى بخش دانشند.
التحصين ابن فهد حلى ص ٢٥.
[١] - بازرگان ترسو( از منفعت) محروم مىشود و بازرگان پر دل و جسور بهره مىبرد.
[٢] - خداوند نيكان پرهيزگارى را دوست دارد كه اگر از انظار پنهان شوند كسى به جست و جوى آنان نمىپردازد و اگر در جمع مردم باشند، كسى به ارزش آنان پى نمىبرد. دلهايشان چراغهاى هدايتى هستند كه از درون فضاهاى تيره و ظلمانى بيرون مىآيند.