احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٩ - خلق را جبارى رحمت است
«خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَليٍّ عَلَيْه السَّلامُ عَلَى أَصْحَابه فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إنَّ اللَّهَ جَلَّ ذكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعبَادَ إلَّا ليَعْرفُوهُ فَإذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوا بعبادَته عَنْ عبَادَة مَنْ سوَاه، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: يَا ابْنَ رَسُول اللَّه بأَبي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرفَةُ اللَّه قَالَ: مَعْرفَةُ أَهْل كُلِّ زَمَانٍ إمَامَهُمُ الَّذي يَجبُ عَلَيْهمْ طَاعَتُهُ»[١] [١]
كتاب المبين طبع ايران ج ١ ص ٢١٥.
فَبهمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إلهَ إلَّا أَنْتَ[٢] [٢].
و در زيارت علي ٧:
السَّلامُ عَلَى نَفْس اللَّه الْقَائمَة فيه بالسُّنَن وَ عَيْنه الَّتي مَنْ عَرَفَهَا يَطْمَئنُ[٣]
[٣]. همان كتاب ص ٢١٩ [ص ٢٥٤ شرح مثنوي]
[خلق را جبارى رحمت است]
٥٠-
|
«گر ز جبرش آگهى زاريت كو |
بينش زنجير جبّاريت كو |
|
|
بسته در زنجير چون شادى كند |
كى اسير حبس آزادى كند |
|
|
ور تو مىبينى كه پايت بستهاند |
بر تو سرهنگان شه بنشستهاند |
|
|
پس تو سرهنگى مكن با عاجزان |
زان كه نبود طبع و خوى عاجز آن |
|
گفته مولانا در نتيجهگيرى از جبر بىمناسبت نيست بدانچه ابوالقاسم قشيرى در ذيل معنى جبار گفته است: «فَاذَا عَلمَ انَّهُ يُجْبرُ الْخَلْقَ عَلَى مُرَاده وَ عَلمَ انَّهُ لَا يَجْرى فى سُلْطَانه مَا يَأْبَاهُ وَ يُكْرهُهُ تَرَكَ مَا يَهْوَاهُ وَ انْقَادَ الَى مَا يَحْكُمُ به مَوْلَاهُ»[٤]. التحبير فى علم التذكير، نسخه
______________________________ [١] عللالشرائع جلد ١ صفحه ٩
[٢] مصباح المتهجد صفحه ٨٠٣
[٣] بحارالأنوار جلد ٩٧ صفحه ٣٣٠ باب ٤
[١] - حضرت حسين بن على( ع) وقتى در جمع ياران خود وارد شد خطاب به مردم فرمود هدف خداوند- عزّوجلّ- از خلقت انسانها اين بود كه( به خداى خويش) معرفت پيدا كنند تا بر اساس آن او را بپرستند و در نتيجه از پرستش غير خدا بىنياز شوند. شخصى پرسيد اى فرزند رسول خدا- پدر و مادرم فداى تو باد- منظور از معرفت به خدا چيست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: آن است كه در هر زمان به امام واجب الاطاعه خود معرفت پيدا كنى.
[٢] - خدايا، آسمان و زمينت را توسط ايشان( امامان) از وحدانيت خويش پر كردهاى.
[٣] - سلام بر امامى كه نَفْس خداست و سنتها به او استوار است و سلام بر امامى كه چشم خدا است و هر كس به او معرفت يابد به اطمينان رسد.
[٤] - انسان وقتى متوجه شود كه مردم مقهور اراده خداوند هستند و نيز بداند كه در قلمرو حكومت خدا، هيچ امرى بر خلاف ميل و خواستش جارى نمىشود، دست از تبعيّت هوى و هوس بر مىدارد و به آنچه پروردگارش فرمان داده است گردن مىنهد.