احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٨٢ - نيست لغزش گر جلو را بنگرى
مقصود روايت ذيل است: [١]
الدُّنيَا حُلْمُ وَ أَهلُهَا عَلَيهَا مُجَازُونَ وَ مُعَاقَبُونَ[١]
احياء العلوم، ج ٣، ص ١٤٨ و از امير مؤمنان على- ٧- روايت كردهاند:
الدُّنْيَا حُلُمٌ وَ الْآخرَةُ يَقْظَةٌ وَ نَحْنُ بينَهُمَا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ[٢].
شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٢٤٢.
عَن جَابر قَالَ كُنتُ مَعَ النَّبيُّ (صَلّى اللّه عَلَيه وَ آله وَ سَلَّمَ) إذْ أَتَاهُ رَجُلٌ أَبْيَضُ الوَجْه فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه مَا الدُّنيَا قَالَ عَلَيه السَّلامُ حُلُمُ النّائم فَّقَالَ كَم بَينَ الدُّنيَا وَ الآخرَة قَالَ عَلَيه السَّلامُ غَمضَةُ عَين فَقَالَ كَم القَرَارُ فيهَا قَالَ عَلَيه السَّلامُ قَدرُ التَّخَلُّف عَن القَافلَة ثُمَّ ذَهَبَ الرَّجُلُ فَقَالَ عَلَيه السَّلامُ هَذَا جبريلُ اتَاكُم يُزَهدَّكُم عَن الدُّنيَا وَ يُرَغِّبَكُم في الآخرَة[٣].
المنهج القوى، ج ٣، ص ٢٤٢ [ص ٨١ احاديث مثنوى] [نيز مراجعه شود به مقدّمه كتاب صفحه دهم و رديف ٧٠٨]
[نيست لغزش گر جلو را بنگرى]
٤٣٥-
|
«گفت استَر با شُتر اى خوش رفيق |
در فراز و شيب و در راه عميق |
|
|
تو نيايى در سر و خوش مىروى |
من همىآيم به سر در چون غوى |
|
مأخذ آن حكايت ذيل است كه در مقالات شمس، نسخه كتاب خانه فاتح اسلامبول، ورق ٢٧ و نيز ورق ٧٦ مىبينيم:
______________________________ [١]
قَالَ النَّبيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وَ آله): الدُّنيَا حُلْمُ الْمَنَام وَ أَهلُهَا عَلَيهَا مُجَازُونَ وَ مُعَاقَبُونَ (١).
روضة الواعظين ج ٢ ص ٤٤٨، بحار الأنوار ج ٧٠ ص ١٢٢، احياء العلوم، ج ٣، ص ١٤٨ و از امير مؤمنان على- ٧- روايت كردهاند:
الدُّنْيَا حُلُمٌ وَ الْآخرَةُ يَقْظَةٌ وَ نَحْنُ بينَهُمَا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ (٢).
شرح نهج البلاغة، ج ٢٠، ص ٣٢٦.
قَالَ عَليٌّ ٧: الدُّنْيَا حُلُمٌ وَ الاغْترَارُ بهَا نَدَمٌ (٣).
غرر الحكم ص ١٣٥.
(١) دنيا رؤيايى بيش نيست و اهل دنيا بر اساس آن پاداش و كيفر مىبينند.
(٢) دنيا يك رؤيا است و آخرت بيدارى؛ بين اين دو ما همچون خوابهاى آشفته هستيم.
(٣) دنيا رؤيايى بيش نيست و فريفته آن شدن پشيمانى است.
[١] - دنيا يك رؤيا است و آخرت بيدارى؛ بين اين دو ما همچون خوابهاى آشفته هستيم.
[٢] - دنيا رؤيايى بيش نيست و فريفته آن شدن پشيمانى است.
[٣] - از جابر نقل شده كه در خدمت پيامبر٦ بودم ناگهان مردى با چهره نورانى وارد شد و از رسول خدا٦ پرسيد دنيا چيست؟ فرمود دنيا همچون رؤياى كسى است كه در خواب است. باز پرسيد مدت زمانى كه بين دنيا و آخرت است چه قدر است؟ فرمود به اندازه يك چشم بهم زدن. سپس سؤال كرد مدت اقامت در دنيا چه قدر است؟ فرمود به اندازه مدتى كه كسى از قافله عقب مانَد. آن گاه مرد برگشت. پيامبر فرمود او جبرئيل بود كه براى بىرغبت كردن شما به دنيا و تشويق كردنتان به آخرت مأمور شده بود.