احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٨٠ - دل همىجوشد درون ديگ تن!
انَّ هَذَا القَلبَ كَريشَةٍ بفلَاةٍ منَ الارض يُقيمُهَا الرِّيحُ ظَهراً لبَطنٍ[١].
مسند احمد، ج ٤، ص ٤١٩
مَثَلُ القَلب كَمَثَل ريشَةٍ في ارض فَلَاةٍ تُقَلِّبُهَا الرِّيَاحُ ظَهراً لبَطنٍ[٢].
احياء العلوم، ج ٣، ص ٣٤
مَثَلُ القَلب كَمَثَل ريشَةٍ بارض فَلَاةٍ في يَوم ريحٍ عَاصفٍ تُقَلِّبُهَا الرِّيحُ ظَهراً لبَطنٍ[٣].
شرح تعرف، ج ٢، ص ١٦٧
انَّمَا سُمِّىَ القَلبُ من تَقَلُّبه انَّمَا مَثَلُ القَلب مَثَلُ ريشَةٍ بالفَلَاة تَعَلَّقَت في اصل شَجَرَةٍ يُقَلِّبُهَا الرِّيحُ ظَهراً لبَطنٍ[٤].
جامع صغير، ج ١، ص ١٠٢، حلية الاولياء، ج ١، ص ٢٦١، ٢٦٣، با تفاوت در تعبير. [ص ٨٠ احاديث مثنوى]
[دل همىجوشد درون ديگ تن!]
٤٣١-
|
«در حديث ديگر آن دل دان چنان |
كاب جوشان ز آتش اندر قازغان |
|
مقصود اين حديث است:
لَقَلبُ ابن آدَمَ اشَدُّ انقلَاباً منَ القدر اذَا اجتَمَعَت غلياً[٥].
مسند احمد، ج ٦، ص ٤، و با تفاوت مختصر- حلية الاولياء، ج ١، ص ١٦٥، جامع صغير، ج ٢، ص ١٢٤.
لَقَلبُ المُؤمن اشَدُّ تَقَلُّباً منَ القدر في غَلَيَانها[٦].
احياء العلوم، ج ٣، ص ١٥ [ص ٨٠ احاديث مثنوى]
[١] - اين دل مانند يك پَر رها شده در بيابانى است كه باد آن را گاهى به پشت و گاهى به رو جا بجا مىكند.
[٢] - قلب به پَر رها شده در بيابانى شبيه است كه بادها آن را گاهى به پشت و گاهى به رو جا بجا مىكنند.
[٣] - قلب مانند پر رها شده در بيابانى در يك روز پر از باد شديد است كه آن را گاهى به پشت و گاهى به رو جا بجا مىكند.
[٤] - قلب به خاطر منقلب شدنش اين نام را به خود گرفته است. درست مانند پَرى در بيابان است كه به تنه درختى آويزان شده و توسط باد مرتباً پشت و رو مىشود.
[٥] - قلب آدمى از آب جوشان در ديگ، بيشتر بالا و پايين مىرود.
[٦] - قلب مؤمن از آب جوشان در ديگ، بيشتر بالا و پايين مىرود.