احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٥٠ - نزد حق«سين» بلالش«شين» بود/ بنگر اين«الهمد» و آن«الحمد» را
[ «آن كه يابد بوى حق را از يمن»]
٣٨٩-
|
«آن كه يابد بوى حق را از يمن |
چون نيابد بوى باطل را ز من |
|
|
مصطفى چون برد بوى از راه دور |
چون نيابد از دهان ما بَخُور |
|
اشاره به خبر ذيل است:
[١]
أَلَا إنَّ الْإيمَانَ يَمَانٍ وَ الحكمَةَ يَمَانيَةٌ وَ اجدُ نَفَسَ رَبِّكُم من قبَل اليَمَن[١].
مسند احمد، ج ٢، ص ٥٤١ [٢]
انِّي لَأَجدُ نَفَسَ الرَّحمَن من جَانب اليَمَن[٢].
احياء العلوم، ج ٣، ص ١٥٣ تَفُوحُ رَوَائحُ الجَنَّة من قبَل قَرَنٍ[٣] [٣] سفينة البحار، ج ١، ص ٥٣ [ص ٧٣ احاديث مثنوى]
[نزد حق «سين» بلالش «شين» بُوَد/ بنگر اين «الهمد» و آن «الحمد» را]
٣٩٠-
|
«آن بلال صدق در بانگ نماز |
حَىَّ را هَىَّ همىخواند از نياز |
|
ظاهراً مأخذ آن حديثى است موضوع و آن اين است:
سينُ بلالَ عندَ اللَّه شينٌ[٤].
اللؤلؤ المرصوع، ص ٤٠ در طبقات ابن سعد جزء سوم قسم اول ص ١٦٧ مطلبى ذكر شده است كه با حكايت فوق بى مناسبت نيست و ممكن است در تركيب آن دخيل باشد:
انَّ رَسُولَ اللَّه ٦ امَرَ بلَالًا ان يُؤِّذِّنَ يَومَ الفَتح عَلَى ظَهر الكَعبَة فَاذَّنَ عَلَى ظَهرهَا وَ الحَارثُ بنُ هشَامٍ وَ صَفوَان بن امَيَّةَ قَاعدَان فَقَالَ احَدُهُمَا للآخَر انظُر الَى هَذَا الحَبَشىِّ فَقَالَ ان يَكرَهُهُ اللَّهُ يُغَيَّرَهُ[٥].
______________________________ [١]
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦: أَلَا إنَّ الْإيمَانَ يَمَانٍ وَ الحكمَةَ يَمَانيَةٌ.
بحار الأنوار ج ٢٢ ص ١٣٧.
رسول خدا ٦ فرمودند: بدانيد ايمان از يَمَن برخاسته و حكمت به يمن منسوب است.
[٢]
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦: إنِّ نَفَسَ الرَّحْمَن يَأْتيني من قبَل اليَمَن فَحُيِّيَتْ بذَلكَ النَّفَس صُورَةُ- الْإيمَان.
عوالي اللئالي ج ٤ ص ٤٧.
رسول خدا ٦ فرمودند: براستى نسيم خداى رحمان از جانب يمن به سويم مىوزد و به سبب آن نما و صورت ايمان زنده گشت.
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦: إنَّ خَيْرَ الرِّجَال أَهْلُ الْيَمَن وَ الْإيمَانُ يَمَانٍ وَ أَنَا يَمَانيٌّ.
بحار الأنوار ج ٥٦ ص ١٩٨ باب ٢٣.
رسول خدا ٦ فرمودند: بهترين مردان اهل يمن هستند و ايمان يمانى است و از يمن برخاسته و من يمانيم.
[٣]
تَفُوحُ رَوَائحُ الجَنَّة من قبَل قَرَنٍ وَا شَوْقَاهُ إلَيْكَ يَا أُوَيْسَ الْقَرَني وَ مَنْ لَقيَهُ فَلْيَقْرَأْهُ منِّي السَّلامَ.
سفينة البحار، ج ١، ص ٥٣ و بحار الأنوار ج ٤٢ ص ١٥٥.
بوهاى خوش بهشت از جانب قَرَن (سرزمينى از يمن كه اويس از آن برخاسته است.) مىوزد، وه چقدر شوق ديدارت را دارم اى اويس قرنى، هر كه او را ملاقات كرد سلام مرا به او برساند.
[١] - بدانيد ايمان از يَمَن برخاسته و حكمت به يمن منسوب است و بوى خدايتان را از جانب يمن مىشنوم.( اشاره به اويس قرنى و ايمان و اخلاص اوست.)
[٢] - من بوى خداى رحمان را از جانب يمن مىشنوم.
[٣] - بوهاى خوش بهشت از جانب قَرَن( سرزمينى از يمن كه اويس از آن برخاسته است.) وزيده است.
[٤] - سين بلال( در گفتن اسهَدُ به جاى اشهَدُ) در نزد خدا به منزله شين است.
[٥] - رسول خدا٦ در فتح مكه، به بلال دستور داد بر بام كعبه اذان گويد. بلال اطاعت كرد. حارث بن هشام و صفوان بن اميه هر دو نشسته بودند و با هم گفت و گو مىكردند يكى از آن دو به ديگرى گفت اين حبشى را نگاه كن!( بهتر از او كسى براى اذان گفتن نبود؟) ديگرى جواب داد قطعاً با خواست و رضايت خدا بوده است و گر نه شخص ديگرى انتخاب مىشد.