احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٢٢ - هست شيطان مانع رشد و كمال/ گاه شيطان نادم از مكر خود است!
قَالَ لَهُ أَ و قَد بَلَغَ هَذَا من نُصحكَ[١].
و ظاهراً حديث ذيل كه در حلية الاولياء، جلد ٣، ص ٣٣٥ نقل شده در تركيب اين حكايت مؤثر بوده است:
انَّ الشَّيطَانَ يُزَيِّنُ للعَبد الذَّنبَ حَتَّى يَكسبَهُ فَاذَا كَسَبَهُ تَبَرَّأَ منهُ وَ لَا يَزَالُ العَبدُ يَبكى منهُ وَ يَتَضَرَّعُ الَى رَبِّه وَ يَستَكينُ حَتَّى يَغفرَ لَهُ ذَلكَ الذَّنبَ وَ مَا قَبلَهُ فَيَندمُ الشَّيطَانُ عَلَى ذَلكَ الذَّنب حينَ اكسَبَهُ ايَّاهُ فَغَفَرَ لَهُ الذَّنبَ وَ مَا قَبلَهُ[٢].
و نظير آن روايت ديگر است كه در همان كتاب، جلد ششم، ص ٢٧٥ مىبينيم:
انَّ العَبدَ ليَعمَل الذَّنبَ فَاذَا ذَكَرَهُ احزَنَهُ فَاذَا نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الَيه قَد احزَنَهُ غَفَرَ لَهُ مَا صَنَعَ قَبلَ ان يَأخُذَ فى كَفَّارَته بلَا صَلاةٍ وَ لَا صيَامٍ[٣].
[ص ٧٢، قصص مثنوى]
[١] - ابو حازم همين كه وارد مسجد دمشق شد شيطان وسوسهاش كرد كه وضويت باطل شد. ابو حازم اين يادآورى را نشانه خير خواهى شيطان تلقى كرد.
[٢] - شيطان گناه را زيبا جلوه مىدهد تا انسان به گناه آلوده شود. اما وى از گناهى كه كرده بيزار مىگردد و به پيشگاه خدا گريه و زارى و اظهار عجز مىكند.
در نتيجه خداوند نه تنها آن گناه، بلكه گناهان قبلى او را نيز مىبخشد و اين همان چيزى است كه شيطان را پشيمان مىكند. براى اين كه انسانى را وادار به گناه كرده اما در واقع سبب آمرزش همه گناهان وى شده است!
[٣] - كسى كه مرتكب گناه مىشود با يادآورى گناه خويش اندوهگين مىشود.
خداوند هم به سبب حزن و اندوه بندهاش گناهانش را قبل از آنكه كفّاره نماز و روزه را ادا كند مىبخشد.