احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٤٨ - من چگونه قاتل خود را كشم؟!
است و روايت ديگر كه مناسب است با گفته مولانا روايتى است كه حافظ ابى نعيم نقل مىكند:
عَنْ ثَعْلَبة بْن يَزيد الْحَمَانى قَالَ سَمعْتُ عَليّاً رَضىَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦ مَنْ كَذَبَ عَلَىَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدُهُ منَ النَّار وَ اشْهَدُ انَّهُ كَانَ ممَّا يُشيرُ الَىَّ رَسُولُ اللَّه ٦ لَتَخْضبَنَّ هَذه منْ هَذَا يَعْنى لحيتهُ منْ رَأْسه[١]
و محمّد بن سعد در كتاب طبقات چنين نقل مىكند:
دَعَا عَلىٌّ النَّاسَ الَى الْبَيْعَة فَجَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَن بْن مُلْجَم الْمُرَادىّ فَرَدَّهُ مَرَّتَيْن ثُمَّ اتَاهُ فَقَالَ مَا يُحْبَسُ اشْقَاهَا لَتَخْضبَنَّ اوْ لَتَصْبغَنَّ هَذَا منْ هَذَا يَعْنى لحْيَتُهُ منْ رَأْسه ثُمَّ تَمَثَّلَ بهَذَيْن البيتَيْن:
|
اشْدُدْ حَيَازيمكَ للْمَوْت فَانَّ الْمَوْتَ آتيكَ |
وَ لَا تَجْزَعْ منَ الْقَتْل اذَا حَلَّ بواديكَ[٢] |
|
طبقات ابن سعد، جزء ثالث از قسم اول، ص ٢٣ ص ٢٢ شرح نهج البلاغه، جلد ٦ ص ١١٤ و ١١٥
كَانَ اذَا رَأى ابْنَ مُلْجَمٍ يَقُولُ اريدُ حَيَاتَهُ: الْبَيْتُ ... فَيُقُالُ لَهُ فَاقْتُلْهُ فَيَقُولُ كَيْفَ اقْتُلُ قَاتلى[٣].
شرح نهج البلاغه، جلد ٢٠، ص ٢٨٤، رجوع كنيد به تفسير ابو الفتوح، جلد چهارم، ص ٣١٣ و اللآلى المصنوعة، ج ١، ص ٣٨٣. [ص ٣٨ قصص مثنوى]
[١] - از ثعلبة بن يزيد حمانى روايت شده كه گفت از على( ع) شنيدم كه از قول رسول خدا٦ چنين نقل كرد: هر كس عمداً دروغى به من نسبت دهد جايگاهش در آتش جهنم است. آن گاه ادامه داد شهادت مىدهم كه رسول خدا٦ در حالى كه به سر و محاسن من اشاره مىكرد به من فرمود: اين را به آن رنگين خواهند كرد يعنى محاسنت را به خون سرت.
[٢] - على( ع) مردم را براى بيعت دعوت كرد. وقتى عبد الرحمن بن ملجم مرادى جلو آمد دو بار او را برگرداند. براى بار بعد به او فرمود شقىترين مردم( تعبيرى است كه پيغمبر براى قاتل آن حضرت به كار برده است) قرار نيست باز داشت گردد. هر چند محاسنم را به خون سرم رنگين خواهد كرد- و به سر و محاسنش اشاره نمود- آن گاه به اين دو بيت استشهاد كرد:
- كمرت را براى شهادت ببند كه قطعاً به سوى تو خواهد آمد.
- و چون شهادت به وادى تو قدم گذاشت بيتابى مكن.
[٣] - هنگامى كه آن حضرت ابن ملجم را ديد فرمود من زندگى و حيات او را مىخواهم( و او مرگ مرا مىخواهد، آن گاه شعر را تلاوت كرد). به آن حضرت گفتند او را به قتل رسان. فرمود چگونه قاتل خودم را به قتل رسانم!