ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٥ - شرح
آن كره آب و بر گرد آن كره هوا و بر گرد كره هوا كره نار است، عناصر عالم منحصر در اين چهارند و بر گرد هم قرار دارند و بهيچ وجه خلائى در آن نيست و تنها كره آب بر اثر عللى ناقص شده و قسمتى از كره زمين بنام ربع مسكون از آن بيرون جسته است و سطح محدب و زبرين كره نار به سطح زيرين كره فلك قمر چسبيده و سپس نه فلك بر گرد هم پكيدهاند و بهم پيوسته و چسبيدهاند و هيچ سر سوزنى در ميان آنها فاصله و نفسكشى نيست و سپس افلاك را اجسامى اثيرى ميدانستند و خرق و التيام و سوراخ و روزن و در و ورود و خروج از آنها محال ميپنداشتند و تنها موجودات اين چرخ دوار را همان ستارههاى هفتگانه كه:
|
قمر است و عطارد و زهره |
شمس و مريخ و مشترى زحل |
|
ميپنداشتند و ستارههاى ثوابت كه در چرخ هشتم بنام فلك البروج قرار دارند و براى تعبيه اين ستارهها در توى جسم اين افلاك بسا خيالهاى خام پخته بودند و ياوهها گفته بودند و هزارها سال انديشه هزارها دانشمند بشرى باين خيالبافيها گذشت و هزارها كتاب در آن نوشته شد و هزارها خريطه و نقشه در عالم فكر بشرى براى تنظيم حركت سيارات و ستارهها كشيده شد و هنوز هم مشكلات بسيار لا ينحل در ميان بود و از شيوع اين فلسفه غلط مشكلهاى مذهبى هم بسيار بوجود آمد كه فلاسفه مسيحى مذهب و هم فلاسفه اسلام عمرها و انديشههاى گرانبهائى را بمصرف حل آنها رسانيدند و دو اسبه دويدند و دويدند و بجائى نرسيدند.
و يكى از اين مشكلات در عالم اسلامى تطبيق معراج جسمانى پيغمبر اسلام (ص) با اصول فلسفه يونانى بود.
چون اين حديث در بيان معراج گويا و صريح است ما خلاصهاى از بحث معراج را در اينجا مينگاريم در ضمن چند بحث مختصر.
١- مصادر اسلامى در باره معراج.
الف- قرآن مجيد (١- الاسراء) منزه باد آنكه در يك شب بنده خود را از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد (از مكه بشهر اورشليم) آنجا كه گرد آن را با بركت ساختيم تا آيات خود را بدو بنمائيم راستش كه او شنوا و بينا است.
اين آيه صريح است و خود سوره هم از نظر نامگذارى دليل گوياى معراج پيغمبر اسلامست حادثه معراج بعنوان يك نمايش فوق العاده در مكه بوقوع پيوسته است حادثه معراج بعنوان يك مكاشفه روحى و براى صرف كشف حقيقت براى مريدان انجام نشده است بلكه بعنوان يك نمايش نبوت در برابر منكران صورت گرفته است و پس از قرآن مجيد پيغمبر اسلام بوسيله آن مخالفان سرسخت خود را به پيروى از خود دعوت كرده است و بوسيله آن با دشمنان سرسخت خود مبارزه علمى و منطقى كرده است و بنا بر اين يك ظاهره و مانور نبوتست و حتى در برابر بىايمانترين و كافر ترين مردم مكه روشن و هويدا گشته است. و بهمين مناسبت در صدر سوره مباركه الاسراء اعلام شده است. براى شرح اين موضوع اشارهاى بدورههاى كلى تحول اسلام و دعوت نبوت خير الانام در مكه مكرمه و قبل از هجرت مينمائيم:
اول- دوره دعوت ساده و انجمنهاى سرى و نيمه سرى كه ميتوان آن را در سه سال آغاز بعثت