ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٤ - شرح
ابن عباس گويد اول كس كه نماز خوانده على است، جابر بن عبد اللَّه گويد پيغمبر روز ٢ شنبه مبعوث شد و على روز ٣ شنبه نماز خواند، زيد بن ارقم گويد نخست كس كه با رسول خدا (ص) اسلام آورد على (ع) بود.
عفيف كندى گويد من مردى تاجر بودم و ايام حج بمكه آمدم و نزد عباس رفتم و در اين ميان كه ما بوديم ناگاه مردى آمد و برابر كعبه ايستاد و نماز خواند و سپس زنى آمد و با او نماز خواند و باز هم پسر بچهاى من بعباس گفتم اين چه دينى است؟ گفت اين محمد بن عبد اللَّه برادرزاده منست و پندارد كه خدا او را مبعوث كرده است و گنجهاى قيصر و كسرى به دست او خواهد افتاد و اين همسرش خديجه است كه باو ايمان آورده و اين هم على بن ابى طالب است و بخدا سوگند در همه روى زمين جز اين سه كس را پيرو اين دين ندانم.
عفيف گويد كاش من چهارمين آنها شده بودم و محمد بن منذر و ربيعة بن ابى عبد الرحمن و ابو حازم مدنى و كلبى گفتهاند اول كس كه ايمان آورده على بن ابى طالب است.
كلبى گفته عمرش نه سال بود و گفتهاند يازده سال ابن اسحاق گفته اول كس كه اسلام آورد على بود در سن يازده سال ..
دنباله حديث اسلام على (ع) سعيد بن المسيب بعلى بن الحسين (ع) گفت قربانت ابو بكر بهمراه رسول خدا (ص) بود هنگامى كه رسول خدا (ص) بمدينه آمد، او كجا از رسول خدا (ص) جدا شد فرمود داستان ابى بكر اينست كه چون رسول خدا (ص) در قبا منزل كرد و انتظار ورود على (ع) را داشت ابو بكر بآن حضرت عرضكرد ما را بمدينه ببر زيرا مردم مدينه بقدومت شادند و براى ورودت ساعتشمارى ميكنند بيا برويم بمدينه و اين جا اقامت نكن بانتظار آمدن على من گمان ندارم تا يك ماه نزد شما آيد.
رسول خدا (ص) فرمود هرگز او بزودى ميرسد و من هرگز از اينجا حركت نكنم تا عموزاده و برادرم در راه خدا عز و جل و محبوبترين خاندانم نزد من و آن كسى كه جان خودش را سپر كرد و مرا از مشركان نجات داد ببايد.
فرمود: ابو بكر در اينجا بخشم شد و تنفر نمود و دلتنگ گرديد و بعلى (ع) حسد برد و اين اول دشمنى بود كه بخاطر على (ع) در سينه او كينه شد نسبت برسول خدا (ص) و اول مخالفتى بود