كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٩٤ - عدم صحت معامله صبى بر فرض استقلال
عدم صحت معامله صبى بر فرض استقلال
منشأ اين بحثها قرآن كريم و روايات صادره از معصومين است. بعضى از اين آيات و روايات را در اينجا مورد بررسى قرار مىدهيم تا اصل دلالت و مقدار دلالت آنها معلوم شود:
بررسى آيه: وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أمْوَالَهُمْ وَلَا تَأكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أن يَكْبَرُوا ....[١]
اگر صدر و ذيل آيه كريمه روى بلوغ تكيه كرده بود و مثلًا فرموده بود:
«وابتلوا اليتامى حتّى إذا بلغوا النكاح فإذا بلغوا فادفعوا إليهم أموالهم»
مقصود روشن بود كه تمام ملاكِ استقلال يتيم و قطع ولايت ولىّ، رسيدن به سن بلوغ است. و اگر روى ايناس رشد[٢] تكيه مىكرد و مىفرمود:
«وابتلوا اليتامى حتّى إذا آنستم منهم الرشد فإذا آنستم منهم رشداً فادفعوا إليهم أموالهم»
باز هم مقصود روشن بود كه تمام ملاك «رشد» است. ولى صدر آيه روى بلوغ تكيه كرده و ذيل آن روى «رشد». در اينجا درباره آيه، چهار احتمال وجود دارد:
١. تمام مناط بلوغ است و رشد دخالتى ندارد؛
٢. تمام مناط رشد است و بلوغ دخالتى ندارد؛
٣. مناط استقلال مجموع بلوغ و رشد است؛
٤. مناط استقلال، هريك از بلوغ و رشد جداگانه است و هركدام كه زودتر محقق شد همان مناط استقلال است.
[١]. نساء( ٤): ٦.
[٢]. يعنى عقل معيشت كه فريب نخورد و مورد خدعه قرار نگيرد ..