كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٩٩ - معاطات
معاطات
مسألة ٦: الأقوى وقوع البيع بالمعاطاة في الحقير والخطير. وهي: عبارة عن تسليم العين بقصد صيرورتها ملكاً للغير بالعوض وتسلّم العوض بعنوان العوضية، والظاهر تحقّقها بمجرّد تسليم المبيع بقصد التمليك بالعوض مع قصد المشتري فيأخذه التملّك بالعوض؛ فيجوز جعل الثمن كلّياً في ذمّة المشتري، وفي تحقّقها بتسلّم العوض فقط من المشتري بقصد المعاوضة إشكال وإن كان التحقّق به لا يخلو من قوّة.
ترجمه: اقوا آن است كه بيع، در چيز كوچك و بزرگ، با معاطات واقع مىشود. و «معاطات» عبارت است از تسليم نمودن عين به قصد مالك ديگرى شدن با عوض، و تحويل گرفتن عوض به قصد عنوان عوض بودن. و ظاهر آن است كه به مجرد اينكه فروشنده مبيع را به قصد تمليك به مشترى، در مقابل عوض تسليم نمايد و مشترى هم در گرفتن آن، مالك شدن در مقابل عوض را قصد نمايد معاطات تحقق مىيابد؛ بنابراين جايز است كه ثمن را چيز كلى در ذمّه مشترى قرار دهد. و در تحقق پيدا كردن معاطات به اينكه فقط عوض (ثمن) را از مشترى به قصد معاوضه تحويل بگيرد، اشكال است؛ اگرچه تحقق معاطات با آن خالى از قوّت نيست.
شرح: حقيقت بيع مبادله اعتبارى مال به مال است كه از آن به بيع مُسبّبى تعبير مىشود، و اين مبادله به دو سبب عرفى و عقلائى قابل انشا و ابراز است كه از آنها به بيع سببى تعبير مىشود. يكى عبارت است از قول و صيغه مخصوص كه از آن به بيع به صيغه ياد مىشود. پنج مسأله پيشين درباره اين قسم بود. قسم ديگر عبارت است از فعل مخصوص كه از آن به بيع معاطاتى ياد مىشود و در مسأله ششم، و چهار مسأله بعدى از زواياى گوناگون مورد بحث ما قرار مىگيرند.