روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
پدر من مىخواند تو را تا پاداش [١]دهد تو را مزد آنچه آب دادى گوسپندان [٢]ما را،پس چون آمد موسى بدو و بر گفت بر او قصّه،گفت مه ترس [٣]،برستى از گروه ستمكاران.
گفت يكى از آن دو زن:اى پدر من!او را به مزدورى ستان كه [٤]بهترين آنكس كه به مزدورى ستانى آن باشد كه قوى باشد و امين.
گفت شعيب [٥]بهدرستى كه من مىخواهم كه به زنى به تو دهم يكى از اين دو دختر من به شرط آنكه مزدورى كنى مرا هشت سال،پس اگر تمام كنى ده سال مردمى از سوى تو باشد و نمىخواهم من كه دشخوار و سخت واگيرم بر تو،زود بود كه يابى تو مرا اگر خواهد خداى-سبحانه و تعالى-از نيك مردان.
گفت موسى-عليه السّلام:اين كار به ميان من و توست هركدام از دو اجل [٦]،يعنى هشت سال و ده سال هركدام كه بگزارم و تمام كنم نبود بيداد و دشخوارى بر من،و خداى بر آنچه مىگويم نگاهبان است و گواه.
قوله تعالى: طسم [٧]... ،حقتعالى در اين سورت-همچنان كه در دگر سورتها كه رفت مانند اين-قسم كرد كه اين آيات كه در اين قرآن هست آيات كتابى است روشن بيانكننده.
آنگه گفت رسولش را: نَتْلُوا عَلَيْكَ ،ما بر تو مىخوانيم از خبر موسى و فرعون
[١] .آط:پاداشت.
[٥] [٢] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .اساس:مه ترس/مترس.
[٤] .آب،مش:أى پدر اجارت گير او را كه.
[٦] .آط،آج،لب،آل:دو وقت،آب،مش:از اين دو مدت.
[٧] .مش+ تِلْكَ آيٰاتُ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ .