روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١ - ترجمه
ابو عمرو خواند:«من سبأ»،و«لسبأ» [١]،به فتح همزه على معنى [٢]منع الصّرف، و سبب مانع علميّت باشد و تأنيث،لانه اسم مدينة او بلدة او بقعة.و باقى قرّاء به جرّ و تنوين خواندند على انّه منصرف.
و گفتند:«سبأ»،نام مردى است.و خبرى آوردند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-كه او را پرسيدند از سبأ،گفت:نام مردى است كه او را ده پسر بود،شش پسر از ايشان به يمن شدند [٣]،و چهار به شام-و قصّۀ ايشان و نامهاى ايشان در سورت سبأ بيايد-انشاءاللّه [٤]-قال الشّاعر-شعر:
الواردون و تيم في ذرى سبأ
قد عضّ اعناقهم جلد الجواميس
بِنَبَإٍ يَقِينٍ
،به خبرى درست كه در آن شكّى نيست.سليمان-عليه السّلام- گفت:آن خبر چيست؟گفت:بدان كه من در زمين سبا زنى را ديدم كه او در ملك تو نيست،و ملك تو آنجا نرسيده است.زنى را يافتم كه پادشاه ايشان است،و او را از هر چيزى نصيبى دادهاند،و او را عرشى عظيم هست،يعنى سريرى بزرگ.
وهب گفت:نام پدر بلقيس،يشرح [٥]،بود و او آن پادشاه بود كه او را هدهاد گفتند،و گفتهاند [٦]:شراحيل بن ذى جدن [٧]بن اليشرح بن قيس بن صيفى [٨]بن سبا ابن يشحب [٩]بن يعرب بن [١٠]قحطان.
و پدر بلقيس پادشاهى بود عظيم الشّأن،و او را چهل پسر بودند همه پادشاه،و جملۀ زمين[ايمن] [١١]در ملك او بود.و چنين گفتند كه:او را در ملوك كفوى نبود،آخر زنى بخواست از جملۀ ملوك نام او ريحانه.و گفتند:اين زن از جملۀ جنّيان بود-و وى را با آن زن جنّى قصّهاى مشهور است در تفاسير و سبب نكاح وى مذكور.
و ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:يكى از [١٢]مادر و پدر بلقيس
[٢] [١] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:ندارد.
[٣] .كا:نشستندى،ديگر نسخه بدلها:بودند.
[٤] .آب،آز،مش+تعالى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:نشرح.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٧] .آط،آب،آز،مش:عدن،آج،آل:عد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:شبلى.
[٩] .آط،آب،آج،آز،مش:يشحر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا و آل:يعربن.
[١١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٢] .كا+جملۀ.