روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٣ - ترجمه
اين آيت را يكدو جا تفسير رفته است به استقصاء.
هٰذٰا خَلْقُ اللّٰهِ ،اين جمله كه برداد [١]خلق خداى است كه خداى آفريد.
فَأَرُونِي ،بنماى مرا تا اين بتان را كه شما مىپرستى بدون[او] [٢]چه آفريدهاند؟چون مىدانى كه چيزى نيافريدند و نتوانند [٣]،بدانى كه شما در عبادت ايشان بر ضلال [٤]و گمراهيى [٥].
وَ لَقَدْ آتَيْنٰا لُقْمٰانَ الْحِكْمَةَ ،آنگه گفت:ما لقمان را حكمت داديم،يعنى عمل [٦]و علم و فهم و اصابت و سداد رأى.
محمّد بن يسار گفت:هو لقمان بن باعور بن [٧]تاريخ [٨]ابى ابراهيم.وهب گفت:
پسر خواهر ايّوب بود.مقاتل گفت:پسر خالۀ ايّوب بود.واقدى گفت:قاضى بنى اسرايل بود.
و علما اتّفاق كردند بر حكمتش،و كس نگفت پيغامبر بود الّا عكرمه كه او گفت:
پيغامبر بود.
عبد اللّه عمر گفت،از رسول-عليه السّلام-شنيدم كه او گفت:
حقّا اقول ،حقّ است اين كه من مىگويم لقمان پيغامبر نبود،و لكن بندهاى بود راضى [٩]و در كارها بجدّ و اجتهاد،بسيار تفكّر،نيكو يقين.
احبّ اللّه[و احبّه اللّه] [١٠]،خداى را دوست داشت،خداى او را دوست داشت،و خداى منّت نهاد بر او به حكمت.در نيمۀ روز خفته بود ندايى شنيد كه او را گفتند:يا لقمان!خواهى تا تو را خداى [١١]به خليفه كند در زمين تا ميان مردمان حكم كنى بحق [١٢]؟جواب داد و گفت:اگر خداى تعالى مرا مخيّر كند،من اختيار عافيت كنم نه اختيار بلا،و اگر مرا فرمايد و ايجاب كند به
[١] .برداد:بر شمرد،ياد كرد.
[١٠] [٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .مش،كا+آفريد.
[٤] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:ضلالت.
[٥] .كا:ندارد،ديگر نسخه بدلها+روشن.
[٦] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:عقل.
[٧] .آط،مش:يا عور بن،آط+ناروح بن،آب،آز+يا عور بن،چاپ شعرانى(٦٨/٩)+ناحور بن،كا:با حور بن.
[٨] .آج،لب:تاراخ،آز:ماروح.
[٩] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:ماضى.
[١١] .مش+تعالى.
[١٢] .نسخۀ آز در اين جا پايان مىيابد.