روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٢ - ترجمه
خواندند [١]به نصب«ذال»عطفا على قوله:«ليضلّ»،و باقى قرّاء به رفع خواندند على الاستيناف،او عطفا على قوله:[٢٢٣-ر]«يشتري». أُولٰئِكَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِينٌ ، ايشان را عذابى بود خواركننده.
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِ آيٰاتُنٰا ،و چون آيات ما بر او خوانند، وَلّٰى مُسْتَكْبِراً ،پشت بر او كند از روى تكبّر. كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهٰا ،پندارى كه نشنيد آن را. كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً ، پندارى در گوش او از آن گرانيى هست،چون حديث لغو شنود [٢]و سماع لهو كند [٣]گوشش يكى دو شود [٤].و چون آيات من خوانند بر او خويشتن كر سازد تا پندارى [٥]در گوش گرانيى دارد،و از روى معنى قول شاعر با اين نسبتى دارد-شعر:
ضمّ إذا سمعوا خيرا ذكرت به
و إن ذكرت بسوء [٦]عندهم أذنوا
آنگه گفت: فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ ،اين كس را بشارت ده به عذابى اليم مولم.و بيان كردهايم كه بشارت در عذاب مجاز باشد از روى عرف و اگرچه از روى وضع رواست كه در هر دو حقيقت بود،چه آن [٧]خبرى باشد كه اثر آن بر بشره پيدا شود.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ،گفت:آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند،ايشان را بهشت نعيم باشد.از جملۀ بهشتها [٨]يكى بهشت نعيم است.
خٰالِدِينَ فِيهٰا ،در آنجا [٩]هميشه باشند،و نصب او برحال [١٠]. وَعْدَ اللّٰهِ ،اى وعد هم اللّه ذلك وعدا حقا،خداى ايشان را آن وعده داد وعدۀ درست. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [١١].
خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا وَ أَلْقىٰ فِي الْأَرْضِ رَوٰاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ ،اى لئلاّ تميد بكم، وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَأَنْبَتْنٰا فِيهٰا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ، اى من كلّ نوع حسن،از هر نوعى از انواع نبات نكو برويانيم به آن باران،و مثل
[١] .آب،آز:خواندهاند.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش،آز:شنوند.
[٣] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:كنند،كا:شنوند.
[٤] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:شنود.
[٥] .اساس:پندارد،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .لسان(١٠/١٣):بشرّ.
[٧] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:او.
[٨] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:جملۀ هشت بهشت.
[٩] .آط،آب،آز:اين.
[١٠] .كا+بود،ديگر نسخه بدلها+است.
[١١] .كا+و او عزيز و غالب و حكيم و داناست.