روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
نطفۀ ضعيف،آنگه پس از آن ضعف شما را قوّت داد و جوانى،آنگه پس از آن قوّت برنايى شما را ضعف داد و پيرى [١]. يَخْلُقُ مٰا يَشٰاءُ ،مىآفريند آنچه مىخواهد [٢]چنان كه مىخواهد [٣]، وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ،و او عالم است و قادر و توانا بر كمال،و«فعيل» در اين باب بناى مبالغت باشد.
وَ يَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ ،گفت:آن روز كه قيامت بر خيزد [٤]،كافران سوگند خورند كه ايشان در دنيا مقام نكردند جز يك ساعت،و اين بر سبيل مبالغت گويند نه بر طريق حقيقت از دو وجه را:يكى آنكه آنچه برسيده باشد و فانى شده اگرچه بسيار باشد اندك بود چه آن ساعت ناچيز بود،دگر به اضافت با بقاى ابد و عذاب ابد آن [٥]يك ساعت باشد.
مقاتل و كلبى گفتند:يعنى ما در گور مقام نكرديم جز يك ساعت،چه ايشان گمان برند كه يك ساعت در گور بودهاند،براى آنكه ايشان مرده باشند،از مرور ايّام و اعوام خبر ندارند،پس ايشان خبر از گمان و اعتقاد خود دهند.و چون چنين باشد اين خبر اگرچه مخبر به خلاف خبر باشد،قصد ايشان نه [٦]دروغ گفتن باشد،و بر اين تأويل سؤال سائل ساقط شود كه گويد:روا بود [٧]كه ايشان دروغ گويند،و [٨]ايشان ملجا باشند به ترك قبايح. كَذٰلِكَ كٰانُوا يُؤْفَكُونَ ،در دنيا دروغ همچنين گفتندى،و«الإفك»،الكذب،يقال:افك الرّجل اى كذب كأنّه صرف عن الصّدق و وجه الحقّ،و اصل الإفك الصّرف[٢٢٠-ر].
وَ قٰالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمٰانَ ،گويند ايشان را،آنان كه [٩]ايشان را علم و ايمان داده باشند،يعنى خداوندان علم و ايمان باشند. لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتٰابِ اللّٰهِ ، شما مقام كردى در نبشتۀ خداى،يعنى در حكم خداى.و گفتند:در آنچه شما را نبشت در لوح محفوظ،و شاعر گفت در كتابت [١٠]به معنى حكم-شعر:
[١] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:داد و موى سپيد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[٤] [٢] .مش+و.
[٥] .آج،لب:ندارد،كا،عذاب اينان.
[٦] .اساس:بر،با توجّه به ديگر نسخهها و معنى عبارت تصحيح شد.
[٧] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها بجز كا:روا نبود.
[٨] .آط،آز،مش:كه.
[٩] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها بجز كا:گويند آنان را كه.
[١٠] .آج،لب،كا:كتاب.