روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
تو است،هرگه كه خواهى اين سطوت توان فرمودن [١].
كسرى دگرباره نامه نبشت [٢]كه:او را در لشكر پارس [٣]عوض بسيار باشد،او را بكش و سرش پيش من فرست.او دگرباره جوابى نبشت [٤]و دفعى كرد [٥]تا سه [٦]نامه بنبشت [٧]و او را فرمود كه:برادر را [٨]بكش،او دفع مىكرد.
به بار چهارم رسولى فرستاد به لشكر كه:من شهر براز [٩]را معزول كردم و فرّخان را امير [١٠]كردم.و ملطّفهاى به رسول داد و گفت:چون شهر براز [١١]معزول گشته باشد و فرّخان و الى [١٢]اين ملطّفه بدو ده.
او برفت و پيغام بداد.در حال شهر براز [١٣]از تخت فرود آمد و گفت:سمعا و طاعة،و امارت رها كرد و فرّخان بر جاى برادر [١٤]بنشست.
چون كار بر او مستقيم شد،رسول ملطّفه بداد،در آنجا نبشته بود كه:چون بر اين نبشته واقف شوى [١٥]،در حال برادرت را گردن بزن و سرش پيش من فرست.
او بفرمود تا برادر را بگرفتند و تيغ حاضر كردند،و خواست تا برادر را گردن بزند [١٦]،گفت:تعجيل مكن،تا من كارى تو را معلوم كنم.
آنگه كس فرستاد و آن نامهها كه كسرى نبشته بود [١٧]بياورد و سه نامه عرضه كرد [١٨]،گفت:او سه نامه نبشت [١٩]به من در كشتن تو،من تو را نكشتم،تو به يك نامه مرا بخواهى كشتن؟ فرّخان در حال از تخت فرود آمد و ملك را به برادر داد،و شهر براز [٢٠]رسولى كرد [٢١]به قيصر ملك الرّوم [٢٢]كه مرا با تو سرّى هست،و جز مشافهه راست نيايد.جايى
[١] .همۀ نسخه بدلها:فرمود.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:نوشت.
[٣] .آج،لب:فارسى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:جواب نوشت.
[٥] .آب،آج:دفع كرد،مش:دفع مىكرد.
[٦] .آط،آب،آج،لب،آز+بار.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آز:بنوشت.
[٨] .آب،آز:او را.
[٢٠] [١٣] [١١] [٩] .همۀ نسخه بدلها:شهريزاد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:والى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:امير.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا و مش:او.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:چون اين نوشته بر خوانى.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها+برادر.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:فرستاده بود.
[١٨] .مش:سه نامه بود بياورد و عرض كرد.
[١٩] .همۀ نسخه بدلها:نوشت.
[٢١] .مش:روان كرد.
[٢٢] .همۀ نسخه بدلها:ملك روم.