روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
باشد،صد شتر بدهد.او پسرش عبد اللّه به ضمان بداشت [١].
چون ابىّ خلف خواست كه به جنگ احد رود،عبد اللّه بن ابى بكر بيامد [٢]در او آويخت،گفت:رها نكنم تا ضمانى بندارى [٣]چنان كه مرا به ضمان بستدى از پدرم.
او پايندان بداشت [٤]و به احد رفت و مجروح شد و با مكّه آمد و از آن جراحت بمرد،و آن جراحت رسول كرده بود [٥]او بمرد سال نهم.اين قول بيشتر مفسّران است.
ابو سعيد خدرىّ گفت و مقاتل:روز بدر بود،چون مسلمانان ظفر يافتند بر مشركان،همان روز خبر آمد كه روميان غالب شدند بر پارسيان [٦]،مسلمانان شادمانه شدند به دو [٧]فتح.
شعبى گفت:مدّت به سر نيامد تا روميان ظفر يافتند بر پارسيان [٨]و ابو بكر گرو ببرد و مال خطر [٩]بستد-و اين پيش تحريم مراهنه بود.ابو بكر آن مال پيش رسول آورد،گفت:چه كنم اين را؟گفت:به صدقه بده.
امّا سبب غلبۀ روم بر پارس آن بود كه عكرمه گفت و جماعتى مفسّران كه:شهر براز [١٠]چون بر روم غالب شد و ولايت ايشان [١١]مىكند و مىسوخت تا به خليج رسيد.
روز مجلس [١٢]شراب بر [١٣]برادرش فرّخان نشسته بود بر عادت ايشان در ميان فرّخان گفت:من در خواب ديدم كه بر سرير كسرى نشسته بودمى.
آن [١٤]سخن نقل كردند به كسرى،كسرى نامه نبشت [١٥]به شهر براز كه:چون اين نامه به تو رسد،در حال برادرت فرّخان را بگير و گردن بزن و سرش پيش من فرست.او نامه نبشت [١٦]و گفت:ايّها الملك!فرّخان مردى شجاع و به كار آمده است، و مادر زمين دشمنيم،و از مردى چون او گزير نيست،تعجيل مفرماى كه او در دست
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:بداد.
[٢] .آج،لب،مش،كا+و.
[٣] .مش:نبدهى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:بداد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،آن ضربت رسول زده بود.
[٦] .آب،آج،لب،آز،مش:فارسيان.
[٧] .آب،آز،مش:بدان.
[٨] .آب،مش:فارسيان.
[٩] .مش:خط.
[١٠] .آب،آج،لب،آز،مش:شهريزاد.
[١١] .چاپ شعرانى(٤٠/٩)+خراب مىكرد و درختانشان.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:يك روز به مجلس.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:با.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[١٦] [١٥] .همۀ نسخه بدلها:نوشت.