روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
الطّائر و برك البعير و ربض [١]الكلب.
وَ عٰاداً وَ ثَمُودَ ،نصب است بر معنى فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ ،براى آنكه در او معنى اهلاك است،و التّقدير:و اهلكنا عاد و ثمودا،و نيز هلاك كرديم عاد را كه قوم هود بودند،و ثمود را كه قوم صالح بودند،به جزاى كفر و طغيانى كه كردند. وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَسٰاكِنِهِمْ ،و هلاك ديار ايشان ظاهر شد شما را از خانهها و سرايهاى ايشان.
آنگه بيان كرد كه:اعمال ايشان شيطان بياراست براى ايشان از كفر و فسق،و اين دليل بطلان قول مجبّره است در اضافت آن با خداى تعالى. فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ ،و ايشان را منع كرد از راه حق،ايشان راه نمىيابند ازآنجا كه نظر و تفكّر نمىكنند. وَ كٰانُوا مُسْتَبْصِرِينَ ،با آنكه ايشان عاقلان و مميّزان و مستبصرانند خللى كه افتاد ايشان را از اهمال و اغفال در نظر افتاد،نه از خلل عقل و بصيرت.مجاهد و قتاده گفتند:معنى آن است كه ايشان مستبصر بودند در كفر و ضلالت،و به آن معجب بودند،و باطل به صورت حق به خود نمودند.
وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ،نصب او هم بر تقدير فعلى مضمر است،يعنى و اهلكنا ايضا قارون،گفت:و همچنين هلاك كرديم قارون و فرعون و هامان را. وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسىٰ بِالْبَيِّنٰاتِ ،و موسى به ايشان آورد بيّنات و معجزات. فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ ،در زمين تكبّر كردند [٢]. وَ مٰا كٰانُوا سٰابِقِينَ ،و آنگه خداى را سبق نبردند و پيش او نتوانستند رفتن.
آنگه بيان كرد كه:هريكى را از آنان به چه هلاك كرديم،گفت: فَكُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ،هريكى را از ايشان به گناه خود بگرفتيم. فَمِنْهُمْ ،از ايشان بعضى آن بودند كه ايشان را به حاصب هلاك كرديم،و آن بادى باشد سخت كه حصبا آرد و سنگريزه،قال الفرزدق:
مستقبلين شمال الرّيح يضربها
بحاصب كنديف القطن منثور
بر سبيل تشبيه تگرگ را حاصب خواند،چنان كه اخطل گفت [٣]:
[١] .آج،لب:ريض.
[٢] .آز:تكبّر كردن.
[٣] .آب،آز+شعر.