روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
پيغامبران را؟ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْبٰاءُ يَوْمَئِذٍ ،آن روز خبرها بر ايشان پوشيده شود،يعنى وجوه حجّت و عذر،تا عذرى نتوانند بياوردن [١].و براى آن نتوانند عذر آوردن كه عذر ندارند،و خداى تعالى هيچ عذر رها نكرده باشد [٢]ايشان را كه به آن تعلّل كنند،و هيچ حجّت نبود ايشان را بر خداى،بل حجّت خداى را بود بر ايشان. فَهُمْ لاٰ يَتَسٰاءَلُونَ ،ايشان يكديگر را نپرسند.گفتند:معنى آن است كه ايشان جواب ندهند از اين سخن كه مٰا ذٰا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ،ازآنكه دانند كه آن [٣]جواب كه خواهند دادن [٤]ايشان را زيان دارد.و گفتند:ايشان در آن حال بر سبيل[١٩١-ر]مشورت با يكديگر سخن نگويند چنان كه در دنيا كردندى.
فَأَمّٰا مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً ،امّا آنكس كه او توبهكار باشد [٥]و مؤمن و عمل صالح كرده باشد،بود كه از جملۀ رستگاران و ظفريافتگان باشد.
آنگه گفت: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ مٰا يَشٰاءُ وَ يَخْتٰارُ ،خداى تو بيافريند آنچه خواهد،و اختيار كند آنچه خواهد. مٰا كٰانَ لَهُمُ [٦]،مقريان را در اين دو وجه هست:
يكى آنكه:وقف كردند اين جا [٧]كه مٰا يَشٰاءُ وَ يَخْتٰارُ ،به ابتدا كردند،و«ما» بر اين اختيار موصوله باشد،و معنى آن بود كه خداى تو اختيار كند آنچه اختيار ايشان باشد،يعنى ايشان را آن دهد كه ايشان خواهند.
و وجه دگر آن است كه:وقف بر«يختار»كردند.و مٰا كٰانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ، كلامى باشد مستأنف.و بر [٨]اين وجه«ما»نفى بود،يعنى خداى تو آنچه خواهد بيافريند و آنچه خواهد برگزيند،ايشان را اختيارى نيست،بل همه اختيار خداى راست،و اين وجه معتمد است براى سياقت آيت و براى آنكه در دگر آيت گفت:
وَ مٰا كٰانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لاٰ مُؤْمِنَةٍ إِذٰا قَضَى اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
[١] .آط،آب،آز،مش،كا:آوردن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+براى.
[٣] .آج،لب،آل:اين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:داد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:كس كه تائب بود.
[٦] .آط،آب،آز،مش+الخيرة.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:آنجا.
[٨] .آل:در.