روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
آن سرايها جز كه هلاك شدند و مساكن ايشان به مرگ ايشان ويران شد.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه مساكن ايشان منازل مسافران [١]شد،چه مسافر در منزل اندكى [٢]مقام كند [٣]و منزل او در بيابان باشد،يعنى سرايهاى [٤]ايشان خراب شد و بيابان گشت. وَ كُنّٰا نَحْنُ الْوٰارِثِينَ ،و وارثان ايشان ما بوديم [٥]،بمردند و به ما رها كردند،نظيره قوله: إِنّٰا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْهٰا [٦].
وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرىٰ ،[گفت] [٧]بر طريق اعذار و انذار و اقامت عذر و تبليغ حجّت كه:خداى تو هيچ شهر هلاك نكرد، حَتّٰى يَبْعَثَ فِي أُمِّهٰا رَسُولاً ،تا رسولى فرستاد در اصل آن شهر كه آيات ما بر ايشان مىخواند. وَ مٰا كُنّٰا مُهْلِكِي الْقُرىٰ ،و ما هيچ شهر هلاك نكرديم الّا و اهلش ظالم و كافر بودند.
وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ ،گفت:و هرچه دادند شما را از [٨]متاع و حطام دنياست و زينت و آرايش او را [٩]ثباتى نباشد آن را و بقايى [١٠]. وَ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ خَيْرٌ وَ أَبْقىٰ ،و آنچه به نزديك خداست از ثواب آخرت و نعيم بهشت بهتر است و پايندهتر. أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ ، خرد ندارى شما يا خرد كار نمىبندى!جملۀ قرّاء به«تا»ى خطاب خواندند،مگر در بعضى روايات از ابو عمرو كه به«يا»خواند خبرا عن الغائب.
أَ فَمَنْ وَعَدْنٰاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاٰقِيهِ ،آنكس [١١]كه ما او را وعدۀ نيكو دهيم از ثواب و بهشت، فَهُوَ لاٰقِيهِ ،او آن بيند و به او رسد. كَمَنْ مَتَّعْنٰاهُ مَتٰاعَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،او چنان باشد كه ما او را متاع حيات دنيا داده باشيم. ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ،پس او روز قيامت از جملۀ حاضركردگان باشد كه او را حاضر كنند [١٢]براى جزا.
گفتند:آيت در رسول آمد-عليه السّلام-و در ابو جهل هشام.سدّى گفت:در
[١] .آب،آز:مسافر،آج،لب:مسافر ايشان.
[٢] .آج،آب،آل:منازل اندك،كا:منزل آيد.
[٣] .آج،لب،آل:كنند.
[٤] .آج،لب،آل:سراى.
[٥] .آب،آز،مش+ايشان.
[٦] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٤٠.
[٧] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٨] .چاپ شعرانى(٤٧٦/٨)،كا:آن.
[٩] .كا:آن را،ديگر نسخه بدلها ندارد.
[١٠] .مش:ثباتى ندارد از او بقايى.
[١١] .كا:هرآن،ديگر نسخه بدلها هرآن.
[١٢] .آج،لب،آل+از.