روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
كه مويها بر يك نسق متتابع باشد. فَبَصُرَتْ بِهِ ،بديد او را،يقال:بصر به و ابصر بمعنى [١]،و گفتند:بصر به،بليغتر باشد[١٧٦-ر]از ابصره. عَنْ جُنُبٍ ،اى عن بعد، از دور بديد او را.
عبد اللّه عبّاس گفت:البصر عن جنب،آن باشد كه چشم در نظر دور [٢]بيندازد و آن چيز به او نزديك بود.قتاده گفت:آن باشد كه دزديده به چيزى نگرد و نمايد كه غرض من نه آن است.نعمان بن سالم خواند در شاذّ:عن جانب،اى عن ناحية. وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ ،و ايشان ندانستند كه او خواهر اوست.
وَ حَرَّمْنٰا عَلَيْهِ الْمَرٰاضِعَ مِنْ قَبْلُ ،گفت:حرام كرديم بر او،يعنى بازداشتيم او را از آن.و اصل او در لغت منع باشد،و منه الحرمان و الحرمة و الاحرام [٣]،نه آن است كه تحريمى شرعى بود اين جا به نهى،و [٤]معنى آن است كه:بغّضنا عليه،چنان ساختيم كه شير هيچ زن او را خوش نيامد تا امتناع كرد از آنچنان كه از محرّمات امتناع كنند،كما قال الشّاعر-شعر:
جاءت [٥]لتصرعني فقلت لها اقصري
انّى امرؤ صرعي عليك حرام
اى ممتنع او ممنوع.و«مراضع»،جمع مرضعة باشد،و آن جاى شير خوردن بود، يعنى پستانهاى زنان تا هيچها نمىگرفت [٦]. مِنْ قَبْلُ ،از پيش آنكه خواهر موسى آنجا شد [٧]،و آنچنان بود كه چون او را بر گرفتند و دل بر او نهادند و او را به فرزند [٨]خواندند،براى او دايگان آوردند،شير هيچ زن نگرفت چندان كه آوردند و آزمايش كردند،و خواهر او از دور آن حال مىديد [٩]و مىشنيد،عند آن حال گفت: هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ أَهْلِ بَيْتٍ ،حقتعالى منع كرد موسى را ازآنكه شير ناپاكان خورد تا گوشت و پى او به آن پرورده نشود [١٠]،چون تربيت به شير كافرات [١١]روا نباشد،كى
[١] .آج،لب،آل:به معنى طرّه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:دور دور.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و الاحترام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:جالت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:هيچ فراغى ستد،كا:هيچ بستان نمىگرفت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:آمد.
[٨] .آج،لب،آل،كا:به فرزندى.
[٩] .آج،لب،آل:مىبديد.
[١٠] .آز:شود.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:كافران.