روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
فرعون بود-حبيب النّجار،گفت [١]كه خداى تعالى در حقّ او گفت: وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمٰانَهُ [٢]- الآية.
مادر موسى تابوت [٣]مقيّر كرد [٤]و موسى را در او نهاد و در رود نيل انداخت [٥].و رود نيل كه در مصر مىرود از آن شعبهها بر گرفته بودند،و شعبۀ بزرگ بر گرفته بود فرعون و در سراى خود آورده و بستانى ساخته و در او حوض كرده تا آب آنجا در آمدى و به ره [٦]ديگر با رود [٧]رفتى.فرعون بركنار حوض تخت نهاده بود تنزّه را و با آسيه [٨]نشسته،خداى تعالى فريشتهاى را برآن تابوت گماشت [٩]تا آن را به شعبۀ سراى فرعون راند.چون در سرا بوستان [١٠]رفت و به حوض آب در آمد در نگريدند [١١]تابوتى ديدند [١٢]مقيّر،فرعون گفت:بگيرى.بگرفتند و پيش او بردند،تابوتى بود [١٣]قفل [١٤]بر او نهاده،چندان كه خواستند تا بشكنند يا بگشايند ممكن نبود.آسيه گفت:به من دهى،به او دادند.او قفل بگشاد،در نگريد كودكى ديد و از ميان چشمهاى او نورى تابان و انگشت در دهن گرفته و از آن شير مىمكيد.خداى تعالى دوستى او در دل آسيه افگند،او را پيش فرعون برد.فرعون او را بديد و خوش آمدش و دوست گرفت او را.
و به روايتى ديگر آن است كه:آسيه را برصى بر اندام پيدا شد كه اطبّا از آن [١٥]عاجز آمدند.فرعون اطبّا را و اهل علم را حاضر كرد،جماعتى كه ايشان اهل علم بودند و كتب اوايل خوانده بودند او را گفتند:ما اين در [١٦]كتب اوايل خواندهايم و در كتابهاى چنين خوانديم كه:دوا [١٧]از جهت رود نيل باشد كه از اين [١٨]تاريخ در فلان
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .سورۀ مؤمن(٤٠)آيۀ ٢٨.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٤] .آج،لب،آل:بقير كرد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:افگند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:به رهى،كا:به راهى.
[٧] .كا+نيل آمدى.
[٨] .آب،آز:زن.
[٩] .كا:موكل كرد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:سراى بستان.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:در نگريد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:ديد.
[١٣] .آط،آب،آز،مش+و.
[١٤] .آج،لب،آل:و قفلى.
[١٥] .آط،آب،آج،لب،آز،آل:از او،مش:از علاج آن.
[١٦] .آج،لب،آل:مادر اين.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:دواى اين.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها:در اين.