روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
سال و در فلان ماه و فلان روز در اين رود كودكى را يابند در تابوتى [١]،آب دهن آن كودك اين علّت را سود دارد.
فرعون كسان را بر گماشت تا بر كنار [٢]رود نيل مىبودند تا تابوتى چنين پيدا شد، بگرفتند و پيش فرعون بردند.چون آسيه سر تابوت باز كرد،موسى را بر كنار گرفت و آب دهن او بر گرفت و برآن برص ماليد،در حال خداى تعالى شفا داد.او را بر [٣]گرفت و بوسه بر روى وى داد،و او را دوست داشت.
جماعتى كه او را مىديدند،گفتند:يا ملك!ما را گمان چنين است كه اين آن [٤]مولود است كه مطلوب تو است،او را ببايد كشتن [٥].فرعون همّت كرد [٦]تا او را بكشد، آسيه گفت [٧]: قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسىٰ أَنْ يَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ،فرعون گفت:اكنون چون [٨]شفاعت مىكنى،او را به تو بخشيدم،امّا قرّة عين لك لا لي،او روشنايى چشم تو است،از آن من نيست.
اهل اشارت گفتند:خداى تعالى از بركۀ [٩]اين گفتار آسيه را هدايت كرد [١٠]،و اگر فرعون همين گفته بودى او را نيز هدايت دادى،و لكن چون شقاوت بر او غالب بود آنچه سبب لطف او بود اختيار نكرد.
آسيه را گفتند:چى [١١]نام نهى اين را؟گفت:موشا [١٢]،لأنّه وجد بين الماء و الشّجر،براى آنكه او را از ميان آب و درخت [١٣]يافتند،و ذلك قوله: فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ [١٤]،«التقاط»بر گرفتن لقطه باشد از راه.و«التقاط»،بر چيدن چيزى باشد، حقتعالى گفت:بر گرفتند او را آل فرعون [١٥]. لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً ،تا ايشان را
[١] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:بر آب.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:در بر.
[٤] .مش:همان.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ببايد كشت.
[٦] .مش+كه.
[٧] .آب،آز+قوله: قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ .
[٨] .مش+تو.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بركت.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:هدايت داد،مش:هدايت دادى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:چه.
[١٢] .آب،آز،مش:موسى.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:شجر.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً .
[١٥] .همۀ نسخه بدلها عبارت«التقاط بر گرفتن...آل فرعون»را ندارد.