نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٠٥ - فصل ششم خريد و فروش
و جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت: «اى محمّد ٦ خداوند، شراب، فشارنده انگور، تخميركننده آن، حملكننده و آنكه برايش حمل كنند، آشامنده و فروشنده و خريدار و ساقى آن را لعنت كرده است.»[١] ١٦- كافر نمىتواند مسلمان را بخرد و تجارت مشروع صورت نمىبندد.
ابو حنيفه چنين معاملهاى را مشروع و منعقد مىداند[٢] و با گفتار خداى بزرگ مخالفت ورزيده كه فرمود: « (اللَّه) هرگز به زيان مسلمانان براى كافران راهى نگشوده است.»[٣] ١٧- بيع سلف[٤] در كالاى معدوم، جايز است به شرط آن كه هنگام تحويل دادن، جنس، مورد معامله موجود باشد.
ابو حنيفه اين معامله را جايز نمىداند مگر جنس در حال عقد بيع و در محل معامله و ميان آن دو مكان وجود داشته باشد[٥].
فتواى او مخالف عموميت قول خداست كه «پروردگار معامله را حلال فرمود» و گفتار پيامبر: «هر كس خرما را به معامله سلف بخرد، بايد پيمانه، وزن و زمان آن معلوم باشد.»[٦] دليل ديگر اينكه، مردم در ميوه، معامله سلف دو ساله مىكردند و آشكار است كه ميوه در طول اين مدت وجود ندارد اما پيامبر اين معاملات را امضاء كرد و پذيرفت.
[١]. منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٤١٩، ٤٢٢ و الدر المنثور، ج ٢، ص ٣٢٢، تفسير خازن ج ١، ص ١٥٧ و مسند احمد، ج ١، ص ٣١٦.
[٢]. به گفته نويسنده" الحاوى الكبير" در فقه شافعى.
[٣]. نساء: ١٤١.
[٤]. بيع سلف يا سلم عكس نسيه است يعنى بهاى كالا نقد است و تحويل كالا مدتدار.( م).
[٥]. الهدايه، ج ٣، ص ٥٣.
[٦]. آغاز حديث چنين است:« پيامبر به مدينه درآمد در حالى كه اهل آن در ميوهها معامله سلف يك ساله و دو ساله انجام مىدادند.( بنگريد به سنن النسايى، ج ٧، ص ٢٩٠، صحيح مسلم، ج ٢، ص ٤٩ و التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢١٥).