نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٤٩ - ٢ علم
همه ياران پيامبر در احكام شرعى به امير مؤمنان رجوع مىكردند و از ايشان بهره مىبردند[١] و حضرتش هيچ گاه در مسألهاى به شخصى رجوع نكرد. عمر بن خطاب در بسيارى از مواقع مىگفت: اگر على نبود عمر نابود مىشد،[٢] زيرا امير المؤمنين او را از خطاهاى فراوانى باز مىداشت.
در مسند احمد بن حنبل آمده است: «هيچ يك از ياران پيامبر جز على جمله «از من پرسش كنيد»[٣] را بر زبان نياورد.» در صحيح مسلم روايت شده كه امام بر منبر فرمود: «پيش از آنكه مرا نيابيد پرسش كنيد، از كتاب خدا پرسش كنيد كه در آن
[١]. از جمله صحابهاى كه به امام على ٧ رجوع مىكردند: ابو بكر در آمدن هيأت يهوديان نزد او، فتح روم، نبرد با مرتدان و موارد ديگر،( الرياض النضره، ج ٢، ص ١٢٩، ذخاير العقبى، ص ٨٠ و ٩٧، نويسنده ذخاير گفته است، روايت را ابن السمان ذكر كرده است، كنز العمال، ج ٣، ص ٩٩ و ٣٠١ و الطبقات المالكيه، ج ٢، ص ٤١) عثمان در بسيارى از مسائل( تفسير ابن كثير، طبع بولاق مصر، ج ٩، ص ١٨٥، الموطأ، ج ٢، ص ٩٣ و ج ٣، ص ٤٣، مسند احمد ج ١ ص ١٠٤، مسند الشافعى ص ٤٤٢).
و ديگر ياران پيامبر مانند عايشه، معاويه، عبد اللَّه بن عمر ...( مسند احمد، ج ١، ص ٩٦ و ١٠٠ و ١١٣، صحيح مسلم در كتاب طهارت، سنن البيهقى، ج ٥، ص ١٤٩ و ج ١، ص ٢٧٢، فيض القدير، ج ٣، ص ٤٦، الرياض النضرة ج ٢، ص ١٩٥.
[٢]. ستايش عمر از امير مؤمنان به جمله مذكور و عبارات ديگر، هنگامى كه به ارشاد امام از گمراهى رهايى مىيافت، متواتر و قطعى است، از جمله نشانيها: كنز العمال، ج ١، ص ١٥٤، ذخاير العقبى، ص ٨٢، فيض القدير ج ٣، ص ٣٥٦، مستدرك الحاكم، ج ١، ص ٤٥٧، الاستيعاب در حاشية الاصابه، ج ٣، ص ٣٩.
[٣]. ينابيع المودة، ص ٧٤، اسد الغابه، ج ٤، ص ٢٢، الصواعق المحرقه، ص ٧٦، ذخاير العقبى، ص ٨٣.